<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
    <title>Café Canapè</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/" />
    <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/atom.xml" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2010-01-15://2</id>
    <updated>2010-01-10T11:08:11Z</updated>
    
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type Pro 5.01</generator>

<entry>
    <title>ناتالی ساروت - کودکی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/09/post-54.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.724</id>

    <published>2009-09-21T06:19:31Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:08:11Z</updated>

    <summary>برای افرادی که مثل من با نثر ساروت آشنایی چندانی ندارند و یا نثر او را دلچسب نیافته اند شاید خواندن این مطلب خالی از لطف نباشد. مطالب ذکر شده بر اساس مصاحبه ایست که با &quot;مهشید نونهالی&quot; مترجم اغلب...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="ناتالیساروت" label="ناتالی ساروت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="کتابماه" label="کتاب ماه" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="عباسپژمان" label="عباس پژمان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p><strong>برای افرادی که مثل من با نثر ساروت آشنایی چندانی ندارند و یا نثر او را دلچسب نیافته اند شاید خواندن این مطلب خالی از لطف نباشد. مطالب ذکر شده بر اساس مصاحبه ایست که با "مهشید نونهالی" مترجم اغلب آثار ساروت صورت گرفته است و در " کتاب ماه ادبیات و فلسفه " اسفند ماه سال 1382 به چاپ رسیده است.  در ضمن بخش هایی از مصاحبه که در ارتباط با کتاب "کودکی" است را گلچین کردم تا بی مناسبت با پست قبل نباشد.</strong></p>

<p>درباره کودکی، فقط به یک نکته اشاره میکنم که وقتی ناتالی ساورت آن را نوشت، عده ای که مخالف جریان رمان نو بودند خوش دلانه گفتند که بانوی سالخورده عاقل شده و به شیوه سنتی خاطرات نویسی و حسب حال نویسی روی کرده است، اما کسی که بیش از همه سعی کرد از دیدگاه ساروت دفاع کند، آلن روب گری یه بود که گفت: " ناتالی ساروت یکی از بزرگ ترین رمان نویسان نو است و حتی میشود گفت که بانی رمان نو است" البته رمان نو به معنای جست و جوی شیوه ی نو برای رمان است. چون ناتالی ساروت خودش معتقد است که رمان بازترین نوع ادبی است و هیچ وقت به انتها نمیرسد. یعنی هیچ وقت شکوفا نمیشود، چون هیچ وقت پایانی ندارد و همیهش میتوان آن را نو کرد. در هر حال، کاری که ناتالی ساروت در کودکی کرد، همان کاری بود که با رمان نویسی کرد. یعنی کودکی در واقع زندگی خود اوست.<br />
به گفته عباس پژمان کار ساروت در این رمان شباهت کوچکی با کار مارسل پروست در اثر معروفش " در جستجوی زمان از دست رفته" دارد. البته شاید مکانیم یادآوری خاطرات از یاد رفته باشد که باعث این شباهت شده است.  پروست یاد بو و طعم شیرینی های خاصی به نام مادلن میکند که عمه اش در دوران کودکی به او میداده و حالا که راوی مشغول خوردن چای و شیرینی است، آن بو و طعم دوباره به یادش آمده و باعث شده کل خاطرات یک گذشته مرده و از یاد رفته دوباره در ذهنش شکل بگیرد و در واقع رمان پروست شرح این فرایند و آن خاطرات است که دوباره در ذهن راوی زنده میشود. ساروت هم در چند صفحه اول کتابش چنین صحبتی را پیش میکشد. منتها او به جای بو و طعم صحبت از سخنانی میکند که بی شباهت به بو و طعم پروست نیست. سخنانی که ساروت درباره آنها بیان میکند، سخنانی هستند که به قول خودش از یک قرم یا شکل خاصی از زندگی، باقی مانده اند که گذشت زمان آن را زدوده و از بین برده است. </p>

<p><strong>در جایی از مصاحبه ذکر شده است </strong>: البته راوی دیگری که نویسنده وارد این رمان کرده است، در واقع یک نوع نقش زیبایی شناختی هم بازی میکند. اول این که دخالت این راوی در روایت خاطرات، یک زاویه دید دیگر ایجاد میکند که باعث خواهد شد تا خاطراتی که شکل میگیرد بهتر و دقیق تر دیده شود. دوم اینکه گفت و گوی این دو راوی در بعضی جاها حالت دراماتیزه هم به روایت میدهد و این تا حدودی مانع از یکنواختی و ملای آور شدن روایت خواهد شد. <br />
<strong>در حالی که این احساس عدم یکنواختی با حضور راوی دیگر در خواننده به وجود نمی آید. پراکنده گویی های موجود در داستان و دنباله رو هم بودن جملات غیر مرتبط هر چند از زبان دو راوی متفاوت هم بیان شود، باز هم داستان را ملال آورد و خسته کننده میکند. با خواندن جملات هیچ گاه این احساس به وجود نمی آید که محاوره ای بین دو فرد در جریان است. </strong><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>کودکی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/09/post-53.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.722</id>

    <published>2009-09-13T07:34:09Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:08:36Z</updated>

    <summary>&quot; کودکی &quot; اثر &quot;ناتالی ساروت&quot; با ترجمه &quot;مهشید نونهالی&quot; از نشر نیلوفر، 254 صفحه و به قیمت 1700 تومان. &quot; رمان نو يک مکتب نيست. بلکه ، همانطور که او مي گويد، از نويسندگاني تشکيل شده است که با...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="مهشیدنونهالی" label="مهشید نونهالی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="ناتالیساروت" label="ناتالی ساروت" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>" کودکی " اثر "ناتالی ساروت" با ترجمه "مهشید نونهالی" از نشر نیلوفر، 254 صفحه و به قیمت 1700 تومان.</p>

<p> <strong>" رمان نو يک مکتب نيست. بلکه ، همانطور که او مي گويد، از نويسندگاني تشکيل شده است که با نظر من در " عصر بدگماني " هم عقيده بودند و مي خواستند رمان نو شود، نو شدني از آن دست که در هر شکل ديگري از هنر وجود دارد. در واقع آلن رب گريه اولين کسي بود که در انديشه تشکيل جنبشي براي مقابله با ادبيات سنتي بود. او هنگام انتشار عصر بد گماني همراه با ژروم لندون انتشارات  «مي نويي» را سرپرستي مي کرد. او سخت مجذوب کتاب من شده بود، به همين دليل در سال 1975 کتاب واکنش ها را ، که در سال 1939 نزد ناشر جواني به نام روبر دونوئل منتشر کرده بودم و مورد توجه قرار نگرفته بود، تجديد چاپ کرد. با تجديد چاپ واکنش ها و عصر بد گماني و انتشار حساد ت ، اثر آلن رب گريه، هياهويي از جانب منتقدان سنتي به راه افتاد. اميل هانريو (Henriot ) به ما حمله کرد و گفت که مي توان از آثار ما با عنوان رمان نو سخن گفت. آلن رب گريه با انتشار مقاله اي در باره عصر بد گماني در مجله کريتيک به او پاسخ داد و جنبش رمان نو را شهرت بخشيد. اما در حقيقت، آثار همه نويسندگاني که اين جنبش را تشکيل مي دادند بسيار متفاوت و گاه متضاد بود. " <a href="http://www.dibache.com/text.asp?id=2108&cat=8">*</a></strong></p>

<p>ساروت یکی از برجسته‌ترین نویسندگان مکتب رمان نو در فرانسه است. ساروت در داستان‌های خود همواره به دنبال کشف واقعیت روان شناختی نهفته در ورای مکالمات و رویدادهای روزمره است. عدم استفاده از پیرنگ داستانی محکم و بی‌توجهی به شخصیت پردازی نوشته‌های او را دیرفهم و سنگین کرده است. در آثار او بینشی شاعرانه، طنزآمیز و رنج‌آور از زندگی به چشم می‌خورد.</p>

<p>کودکی، اگرچه در کل با وقایعی از زندگی ناتالی ساروت (1900-1999) منطبق است، گزارشی متعارف از زندگی نویسنده نیست. محتوای خاطرات صرفا پس زمینه ای است برای تعمق در تجربه ی روانی دوران کودکی. آن چه از این اثر و از همه ی آثار ساروت در می یابیم این است که واژه ها ابزارهای ساده و آشنایی برای سیر و تماشا نیست و قبل از هرچیز تجربه ای زیسته است و وسیله ای که متن برای انتقال آن به کار می برد نثر شاعرانه و ساخته و پرداخته و در وهله ی اول، زبان تجربه است.<br />
تلاقی پژواک ها و تکرارهایی که در آثار ساروت به گوش می رسد، شبکه ی پیچیده ای از رشته ها می آفریند که این آثار را به هم پیوند می دهد و پیکره ای منسجم و پرمایه می سازد. گنجاندن کودکی در این شبکه به ناتالی ساروت امکان داده است تا دو وجه آفرینش خود را به روشنی آشکار سازد: انسجام درونی نیرومندی که با قابلیت پایان ناپذیر نوآوری درمی آمیزد.</p>

<p></p>

<p><a href="http://www.iranwomen.org/Zanan/fulltextnews/1387/5/adab/7.htm">آيا رمان آينده يي دارد</a><br />
<a href="http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1820182">ناتالي ساروت جستجوگر اعماق ناشناخته انسان</a><br />
<a href="http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1145879">نگاهي به زندگي و آثار «ناتالي ساروت »؛ساروت ؛ راوي شي ء وارگي</a><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>محاکمه</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/08/post-52.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.708</id>

    <published>2009-08-24T05:57:26Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:08:39Z</updated>

    <summary>&quot; محاکمه &quot; ، اثر &quot; فرانتس کافکا &quot; با ترجمه &quot; علی اصغر حداد &quot;، 272 صفحه از نشر ماهی به قیمت 4000 تومان. محاکمه رمانی از فرانتس کافکا (1883-1924)، نویسنده آلمانی زبان اهل چکسلواکی ‌که پس از مرگ...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="فرانتسکافکا" label="فرانتس کافکا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="علیاصغرفرهاد" label="علی اصغر فرهاد" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>" محاکمه " ، اثر " فرانتس کافکا " با ترجمه " علی اصغر حداد "، 272 صفحه از نشر ماهی به قیمت 4000 تومان.</p>

<p>محاکمه رمانی از فرانتس کافکا (1883-1924)، نویسنده آلمانی زبان اهل چکسلواکی ‌که پس از مرگ نویسنده، در 1925، در انتشارات «دی شاید» در برلین انتشار یافت. ماکس برود، دوست صمیمی و وصی او،‌ اطلاع می‌دهد که این رمان صورت دست‌نوشته بدون عنوانی داشت. ولی نویسنده (کافکا) هنگام سخن گفتن از آن، همواره آن را به نام محاکمه می‌خواند. اگر تقسیم فصلها و عناوین آنها از کافکا است،‌ترتیب و توزیع آنها کار ماکس برود است که ‌علاوه بر این،‌صلاح در آن دیده است که بعضی از فصول ناقص را کنار بگذارد. کافکا، که این رمان را ناتمام می‌دانست، ‌تصمیم داشت که پیش از فصل پایانی مطالبی برآن بیفزاید: با این همه، می‌توان این اثر را، با همه ناتمام بودن،‌کامل دانست. کافکا ‌از همان صفحه اول، با مهارت بی‌مانندی خواننده را به قلب ماجرا می‌برد.</p>

<p>کافکا ‌از همان صفحه اول، با مهارت بی‌مانندی خواننده را به قلب ماجرا می‌برد: «بی گمان، تهمتی به یوزف کی. زده‌اند زیرا یک روز صبح بی‌ آنکه خطایی از او سرزده باشد، توقیفش کردند. آن روز صبح، ‌آشپز مادام گروباش، صاحبخانه‌اش که هر روزدر حدود ساعت هشت صبحانه‌اش را می‌آورد، پیدایش نشد. چنین چیزی پیش از این هرگز اتفاق نیفتاده بود. ک. باز هم کمی صبر کرد و،‌ در همان حال،‌ از بالشش به پیرزن ساکن خانه رو به رو که با کنجکاوی غیرعادیی به او خیره شده بود نگاه می‌کرد. بعد، در حالی که هم گرسنه‌اش شده بود و هم نگران بود، زنگ زد. در این موقع ضربه ای به در خورد و مردی که ک. هرگز او را در این خانه ندیده بود وارد شد.» به این ترتیب، یوزف ک.،‌ که از کارمندان میان حال بانک بود و در رفت و آمد میان  اتاق کارش در بانک و خانه‌اش زندگی منزویانه و منظم و مجردی را می‌گذراند،‌ خود را در برابر دو مرد اونیفورم پوشیده می‌یابد که به ادعای خودشان مأموران دادگاه هسند و آمده‌اند تا به او رسماً ابلاغ کنند که باید خود را تسلیم و در اختیار قضات مأمور بازجویی قرار دهد. بنابراین، یوزف ک. در موقعیت متهمی است که تحت تعقیب است، ولی در عین حال آزاد است: می تواند به کارهایش بپردازد،‌ ولی هر آن منتظر پاسخ دادن به احضاریه‌‌هایی باشد که بعداً برایش خواهند فرستاد. با این همه پلیس  موضوع اتهامش را معلوم نکرده است، و رفتار غیرعادی مأموران پلیس یک لحظه او را به این فکر می‌اندازد که ممکن است همکاران اداری‌اش خواسته‌اند، به مناسبت سی‌امین سال تولدش،‌ شوخیی با او کرده باشند. ولی به زودی متوجه می‌شود که اشتباه می‌کند، زیرا این واقعه نوعی احساس قبلی نامشخص او را تأکید می‌کند؛ به ا ین معنی که او احساس می‌کند که در نقطه چرخشی از زندگی و مواجه با نوعی بازی است کهف با این حال،‌ نمی‌توان از جدی بودنش غافل بود. هر چند طبیعتاً آدمی مطیع دستگاه حکومتی است و به آن احترام می‌گذارد و اخلاق و قانون را رعایت می کند؛ ناراحتیی در خود احساس می‌کند که حاکی از مجرمیت مجهولی است. شاید هم به سبب روح استدلالی و منضبطی که دارد،‌ از جنبه‌های بی‌معنی این قضیه که مدعی عدالت و صراحت است جاخورده است. از این رو،‌ یوزف ک. تصمیم می‌گیرد که به احضاریه‌ها با ابراز خشم و اطمینانی که‌ در واقع امر،  پرده‌ای برای پوشاندن اضطراب درونی خویش است پاسخ بگوید و رفتار خود را در انظار چنین توجیه کند که لازم است بی‌نظمیها و استبداد رأی دستگاه قضایی را برملا کرد. و بالاخره، این برای او فرصتی است که بی‌گناهی خود را ثابت و یک‌باره همه چیز را روشن کند. ولی این بحثها و استدلالهایی که یوزف ک. در برابر چشم دیگران و خود می‌گسترد جستنهای کسی است که در دامی نامرئی گرفتار آمده باشد، یا نخستین گامهایی که در درون دالان پرپیچ و خمی برداشته می‌شود، یا نخستین چرخهای چرخ‌دنده‌ای است که لاینقطع می‌چرخد. از این رو، درام ک. فراتر  از مقولات واقعیت و خیال است، زیرا صورت حقیقی به خود می‌گیرد از نوع حقیقت زندگی دیوانه‌ای، بیماری یا بی‌گناهی که حالتشان با حالت معمول دیگران متفاوت است. نخستین برخوردهای یوزف ک. با این ماشین اداری اسرارآمیز و غول‌آسا وسعت ناتوانی او را بر او آشکارمی‌کند: این ماشین اداری همه جا حاضر و ناظر است،‌ منتها نه مستقیماً ، بلکه به واسطه کارمندان دون‌پایه‌ای که وظایفی محدود دارند و کار خود را در پشت صحنه،‌ در زیر ظواهر محقر و بی نام و نشان،‌ به صورتی مبتذل ولی مفید انجام می‌دهند. یوزف ک. وقتی که با این دنیایی که وجودش حتی در تصور هم نمی‌گنجد رو به رو می‌شود و این سازمان مخفی ولی قانونی را می‌بیند که بازپرسی و بازجویی می‌کنند بی‌آنکه بگویند چرا،  آن هم در به اصطلاح اداراتی واقع در اتاقهای زیر شیروانی و پستوهای بالا اتاقها، و به دادگاهی احضارش می‌کنند که جلساتش در آخرین طبقه ساختمانی تاریک و مخوف در محله فقیرنشین شهر برگزار می‌شود، گویی افسون می‌شود، زیرا مسئله اساسی برای او این است که بی‌گناهی خود را ثابت کند و به عذاب عقل خود که برمی‌آشوبد و هر روز بیشتر در الان پرپیچ و خمی از ترس و دغدغه و مسئولیت‌های موهوم پیش می‌رود تا پایان دهد و در برابر توطئه‌ای که شواهد بسیار بر سوءنیت خود به دست می‌دهد از خود دفاع کند. به این ترتیب،‌ این محاکمه، رفته رفته  برای یوزف ک. به صورت فکر ثابتی در می‌آید. یوزف ک. کارش را در بانک مهمل می‌گذارد و ساعتها وقت خود را در برسی امکانات نجاتی که پیش روی خود می‌بیند صرف می‌کند، شهر را در جستجوی وکیل مدافعی که بتواند از این دعوای بی‌علت او دفاع کند زیر پا می‌گذراند و با تب و تاب بسیار کسی را می‌جوید که بتواند با قضات مأمور رسیدگی به پرونده او تماس برقرار کند. درام شک، درام انسانی که به مقتضیات آرمانی رسمی گردن نهاده است و اکنون درمی‌یابد که عوامل این نظام عالی مردمان حقیر و نادان و متقلب و تجسم بی‌عدالتی کامل‌اند. یوزف ک. به تدریج که راه های امید بر او بسته می‌شود، می‌بیند که تنهایی‌اش در شهری که گویی به صورت دادگاه بزرگی برای محاکمه او درآمده است بیش از پیش افزایش می‌یابد. چون ناگزیر از ایفای نقش متهمی شدهاست که از بی‌گناهی خود دفاع می‌کند، خود را در جهار دیوار شخصیت خود محبوس می‌یابد. با تعجب می‌بیند که همه از جریان محاکمه او آگاهند: در بانک، در خانه، در کافه، در همه جاهایی که او در آنها قبلاً زندگی عادی کارمندی خود را خویشتن‌دارانه می‌گذراند،‌ هزار حرکت و نگاه کنایه‌آمیز در کمین کوچک‌ترین واکنشها و سخنان اوست. همه چیز برایش غیرقابل تحمل شده است. و وقتی که یوزف ک. مطمئن می‌شود که هیچ واسطه‌ای میان او و محاکمه نیست، و خود را در مرکز این محاکمه می‌یابد که خود ناگزیر جزئی از آن است،‌ تسلیم می‌شود و منتظر اجرای حکم از پیش صادر شده می ماند. شبی،‌ شب سی و یکمین سال تولدش،‌ دو آقای پریده‌رنگ و فربه و فراک سیاه پوشیده به خانه یوزف ک می‌آیند تا او را به معدن سنگی در منتهی‌الیه شهر ببرند. ولی اگر یوزف ک.، که خود را عاجز از تمرد می‌داند و یقین دارد که تنها و بی‌یاور است،‌همراه آنها می‌رود،‌ از واقعه بی‌خبر است،  زیرا تصویرهای این گردش شبانه را به روشنی ثبت می‌کند. او به ناخواه در بازیابی شرکت می‌کند که قواعدش را نمی‌داند. همه چیز به سادگی هر چه تمام‌تر، به مبتذل‌ترن صورت خود، در چارچوب تنگ امور واقع می‌شود. شهر از این قربانی که آرام آرام، در میان دو دژخیم محترم،  و شانه به شانه آنها قدم برمی‌دارد بی‌خبر است. منطق می‌گوید که آنچه واقع می‌شود اجتناب ناپذیر است و راهی برای بیرون رفتن از آن وجود ندارد، و اعدام بدون محاکمه همیشه همینطور است: با این حال «منطق بیهوده سعی می‌کند که انعطاف ناپذیر باشذ؛ در برابر انسانی که می‌خواهد زنده بماند تاب مقاومت ندارد. آخر کجا بود آن قاضیی که او نتوانست هرگز او را ببیند؟ کجا بود آن دادگاه عالیی که او هرگز دستش به آن نرسید؟» یوزف ک.، در برابر پوچی و بلاهت حقیرانه،‌ و گویی شریرانه، امید مبهم و نامعقولی ابراز می‌دارد که همان‌قدر بارز و بزرگ است که آنچه مخالف برآورده شدن این امید است حقیر و بی‌مقدار است. «نمی‌توانست نقش خود را تا پایان ادامه دهد، نمی‌توانست همه بار و وظایف مقامات را از دوششان بردارد؛ مسئولیت این تقصیر اخیر بر عهده کسی بود که حاضر نبود باقی‌مانده نیرویی را که برای این کار لازم بود به او بدهد.» ولی دیگر دژخیم ‌کاردش را در قلب او فرو می‌کند؛ یوزف ک. با چشمان در حال مرگ خود هنوز می‌تواند آن دو آقا را ببیند که روی صورتش خم شده‌اند تا پایان کار را ببینند. می‌گوید: «مثل یک سگ! و چنان بود که گویی شرم می‌بایست پس از مرگ او به حیات خود ادامه دهد.» با این عبارت است که محاکمه پایان می‌یابد. صرف‌نظر از دید مابعدالطبیعی یا روان‌شناختیی که این اثر به خواننده القا می‌کند، و صرف نظر از ملاحظات اجتماعی یا ادبی، این رمان مانند همه آثار کافکا نوعی کوشش برای بازسازی تجربه‌ای عمیق است. و این بر خلاف روش معمول است. اگر مسئله‌ای کلی را مورد بحث قرار می‌دهد، به سبب زیاده دقیق شدن در شرایط خاص خویش است. از بس به سطح می‌پردازد به عمق دست می‌یابد، و از بس گودیها را می‌کاود برجستگیها را نمایان می‌سازد: و این نتیجه نوعی طنز وارونه و وسیله دست یافتن به بداهت می‌شود. به این ترتیب ‌عنصر اساسی خود را از ابهام کلمات می‌رهاند و با عریانی و قوت خاصی واقعیت را جلوه‌گر می‌سازد.  کافکا به راههای مطلوب شعر روی می‌آورد و نقطه پایانی بر بن‌بست نوع ادبی رمان می‌نهد. نویسندگی جدید،‌ از آن پس،‌ گزیری جز توجه به این تجربه ندارد. *</p>

<p>آثار کافکا را عموما دشوار و گاه غیر قابل فهم می دانند با وجود این، همگی به نثری روان و دقیق نوشته شده اند. دنیایی که نبوغ خلاق او برخاسته، کیفیتی رویایی اما کاملا واقعی دارد. انسان مدرن در این دنیا چونان موجودی ترسیم شده است اسیر هراس، در اندیشه ی گناه و زیر بار دلهره، هیاتی بی خویشتن و منزوی که جهت نیل به رستگاری در چنبره ی جستجویی ابدی ولی بی حاصل گرفتار آمده است... گاه اشخاص داستانی او حیواناتی اجتماعی اند که تخته بند واقعیت فریب آمیز وجود بورژوایی خود هستند. حتی در کنار امنیت فریبنده ی دنیایی که در آن سکونت دارند، تا ابد از این واقعیت آگاه اند که از محیط اجتماعی و فرهنگی آن اطلاعی کسب نخواهند کرد. بدین ترتیب معضل آنان، نه تنها روحی و ماورای طبیعی است بلکه معضلی اجتماعی است آمیخته با کند ذهنی برای درک امکان بقا یا حتی امکان نابودی...</p>

<p><br />
<a href="http://ebooks.ketabnak.com/comment.php?dlid=2919">دانلود کتاب</a><br />
 * فرهنگ آثار<br />
<a href="http://www.ketabnews.com/detail-59-fa-61.html">فرانتس کافکا</a><br />
<a href="http://www.jenopari.com/article.aspx?id=977">گفت‌وگوی مفصل با «علی‌اصغر حداد» درباره‌ی رمان «محاکمه» نوشته‌ی فرانتس کافکا</a><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>طبل حلبی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/08/post-51.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.701</id>

    <published>2009-08-17T04:11:19Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:08:41Z</updated>

    <summary>&quot;طبل حلبی&quot; ، نوشته &quot; گونتر گراس&quot; با ترجمه &quot;سروش حسی&quot; ، از انتشارات نیلوفر، 800 صفحه و به قیمت 9500 تومان. گونتر ویلهلم گراس نویسنده، مجسمه‌ساز و نقاش آلمانی است. او در سال ۱۹۲۷ از پدری پروتستان و مادری...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="گونترگراس" label="گونتر گراس" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="سروشحسی" label="سروش حسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>"طبل حلبی" ، نوشته " گونتر گراس" با ترجمه "سروش حسی" ، از انتشارات نیلوفر، 800 صفحه و به قیمت 9500 تومان.</p>

<p>گونتر ویلهلم گراس نویسنده، مجسمه‌ساز و نقاش آلمانی است. او در سال ۱۹۲۷ از پدری پروتستان و مادری کاتولیک، زاده شد. او تحت تأثیر تربیت کاتولیکی مادر، به خدمت در کلیسا و همکاری با نوجوانان خادم، در مراسم نمازگذاری شرکت نمود. در سن پانزده‌سالگی برای گریز از محیط تنگ و فقیرانه خانوادگی، خدمت در ارتش هیتلری را با رغبت پذیرفت و در سن هفده‌سالگی به لشکر دهم توپخانه اس‌اس - فروندبرگ، فرا خوانده شد. گونتر گراس پس از مجروح در مارین‌باد دستگیر و به‌اسارت نیروهای آمریکائی در آمد.گراس در بازجوئی‌های مقدماتی افسران آمریکائی، به‌عضویت خود در گروه بازوی مسلح اس‌اس اعتراف می‌نماید ولی تا سال ۲۰۰۶، افکار عمومی را از آن آگاه نمی‌کند. گونتر گراس در سال ۱۹۴۷/۱۹۴۸ در دوسلدورف یک‌دوره کارآموزی را در کارگاه سنگ‌تراشی به‌پایان می‌رساند و سپس در آکادمی هنر دوسلدورف تا پایان سال ۱۹۵۲ به تحصیل در رشته پیکرتراشی و قلم‌سیاه پرداخته و در سال‌های ۱۹۵۳/۱۹۵۶ در دانشکده هنرهای تجسمی در برلین ادامه تحصیل می‌دهد. او در سال ۱۹۵۴ بایک دانشجوی سوئیسی ازدواج کرد که این پیوندِ زناشوئی تا سال ۱۹۷۸ دوام داشته و ثمره آن پنج فرزند می‌باشد. گونتر گراس در سال ۱۹۷۹ مجددأ اردواج و به‌اتفاق همسرش راهی هندوستان شده و به‌مدت شش‌ماه در آن‌جاقامت می‌کند. مشهورترین نمایشنامه او طبل حلبی است که نمونه برجسته سبک رئالیسم جادوئی در اروپا به‌شمار می‌آید و در سال ۱۹۵۹ به‌چاپ رسید و باعث شهرت گراس شد. دیگر رمان مشهور او «سال‌های سگی» نام دارد که در ۱۹۶۳ منتشر شد و به‌تلفیق واقعیت با تخیل مشهور است. او در سال ۱۹۸۶ پس از سال‌ها سکوت رمان «ماده موش» را منتشر کرد.<br />
........................................................</p>

<p>طبل حلبی، نخستین بخش از «سه گانه دانتسیگ»، که کمی بعد با موش و گربه (2) (1961) و سالهای سگی (1963) کامل می شود، موجب شد تا نویسنده، یک شبه شهرتی بین المللی کسب کند. این اثر حسب حالی منحرف شده است، بدین معنا که قهرمان روای، به عوض دفاع از حق خود، تلاش شایان توجهی می کند تا غرابت جسورانه و پرهیاهویی را به نمایش بگذارد: شخصی به نام اسکار ماتسرات  زندگی خود را از روز تولد تا بستری شدن در آسایشگاه روانی، که تا به امروز در آن اقامت دارد، ترسیم می کند. بر مبنای این وضعیت، دو سطح روایی مدام با یکدیگر تلاقی می کنند تا سرانجام برهم منطبق شوند: زمان حکایت، که طی آن اسکار «آلبوم خاطرات» خود را ورق می زند، و زمان نگارش، به شکل یادداشتهای روزانه، که با اوضاع روزمره اقامت در آسایشگاه، بین سالهای 1952 و 1954 و در آستانه سی سالگی او، منطبق است. اسکار به درستی نوعی ضد ویلهلم مایستر  است: او قهرمانی است که نه تنها، در پایان سیر خود در طول قرن، زندگی منزوی در پشت میله های تخت را برمی گزیند، بلکه مشخصاً بزرگ نشده است -او، با فروانداختن خویش از بالای پلکان، آگاهانه رشد خود را در سه سالگی متوقف کرده است؛ و برخلاف ناهنجاری جسمانی، خصوصیتی خیال انگیز به او اعطا شده است که از مرحله جنینی دارای پختگی کامل فکری باشد. بدین ترتیب، کوتوله ای روشن بین خواهد بود، آنکه دیگران را «از پایین» نگاه می کند بی آنکه چیزی از دنیا بیاموزد، کسی که همه بدبختیهایش تأییدی است بر بدگمانی هستی شناختی او و بدین ترتیب، نقش «پیکارو» ی مدرن را برعهده می گیرد. رابطه اش با دیگران به تمامی مبتنی بر طبل زدن «کودکانه»ای است که در آن استاد است: این شیوه خاص او در سخن گفتن و همراهی کردن است و گاهی خواندن هیاهوی جهان و یادآوری کردن و به یادآوردن اینکه وجود دارد و در پایان، نوشتن. از طریق این حسب حال عجیب است که سی سال تاریخ آلمان بر طبل حافظه توصیف شده است: صعود نازیسم، استقرار استبداد، جنگ، شکست، اوایل بازسازی. هر حادثه بر ارتباط تنگاتنگ و عجیب آن کوتوله زشت  با «رویدادهای بزرگ» تکیه دارد: اسکار که در جای شاهد ماجرا و سپس در جای بازیگر مستهجن، در خانواده سه نفری قرار می گیرد که مادرش، آگنس، به همراه شوهر خود، آلفرت ماتسرات که اصلش از راینلاند است، و تربیتش لهستانی خود، یان برونسکی، یک مغازه خواروبارفروشی خانوادگی تشکیل می دهند. هرحادثه با موج قریحه ای پرشور و شاد و برخی آن را به کلام رابله نزدیک دانسته اند، همراه می شود و همه سطوح زبان را و همه گویشهای را، از سبک کتاب مقدس گرفته تا جناس مستهجن، در هم می آمیزد که براساس تعدادی تصویر محکم و سرشار از قدرت درامی و نمادین به هم مرتبط شده است. کمتر پیش آمده است که قهرمانان رمانهای آلمانی این همه مانند اسکار خوار شده باشند؛ اما گویی او خود اهمیتی بدان نمی دهد: «به خود قبولانده ام که شایسته و سنجیده است که از آغاز کار مسلم بدانیم که امروزه دیگر قهرمان رمان وجود ندارد.زیرا دیگر فردیت نیست . خوب که فکر کنیم، می بینیم غیرممکن نیست. اقتباس سینمایی شلوندورف از طبل حلبی، در 1979 بر شهرت آن افزوده است. *</p>

<p><br />
<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/G%C3%BCnter_Grass">Gunter Grass</a><br />
<a href="http://www.damadam4.blogfa.com/post-31.aspx">طبل حلبی وروایت حرام زادگی</a><br />
* فرهنگ آثار<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>داستان دو شهر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/07/post-50.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.689</id>

    <published>2009-07-19T04:44:39Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:08:50Z</updated>

    <summary>&quot;داستان دو شهر&quot; ، نوشته &quot;چارلز دیکنز&quot; با ترجمه &quot;ابراهیم یونسی&quot;، از نشر نگاه، 480 صفحه، به قیمت 7500 تومان. چارلز دیکنز، رمان‌نویس انگلیسی فرزند خانواده ای متوسط و کم درآمد بود. ودکی چارلز مانند کودکی قهرمانان آثارش در مشقت...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="چارلزدیکنز" label="چارلز دیکنز" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="ابراهیمیونسی" label="ابراهیم یونسی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>"داستان دو شهر" ، نوشته "چارلز دیکنز" با ترجمه "ابراهیم یونسی"، از نشر نگاه، 480 صفحه، به قیمت 7500 تومان.</p>

<p>چارلز دیکنز، رمان‌نویس انگلیسی فرزند خانواده ای متوسط و کم درآمد بود. ودکی چارلز مانند کودکی قهرمانان آثارش در مشقت و رنج و ناکامی گذشت.ارلز کودکی خیال‌پرور و رنجور بود و قصه‌های فراوان و وحشت‌انگیزی که دایه برایش نقل می‌کرد، به ذهن او حوادث گوناگونی را القا می‌کرد که زمینه عناصر هراسناک داستانهای آینده‌اش می‌گردید. در انبار خانه کتابهایی برای خواندن یافت و با آثار سروانتس و فیلدینگ و کتاب هزار و یک شب آشنا شد ونه تنها این آثار را می‌خواند، بلکه در تصور خود، همه قهرمانان کتاب را به نمایش درمی‌آورد و آنان را در گوشه و کنار چشم‌اندازهای اطراف خود جای می‌داد، نتیجه آن شد که بسیار زود در وجود دیکنز رمان‌نویس و هنرپیشه‌ای بالفطره نمایان گشت.وچه‌های لندن، پس از کانون خانوادگی برای چارلز بهترین مدرسه بود. شیوه واقع‌بینی و واقع‌نگاری دیکنز لحنی پرجاذبه و مردم‌پسند دارد. سبک نوشته‌هایش نافذ، مطایبه‌آمیز، عرفانی،انسانی و خیال‌انگیز است که از زندگی خصوصی وی تأثیر پذیرفته است. ساختمان داستانهای دیکنز در وهله اول به نظر عجیب می‌آید، موضوعها متفاوت و گسترده است. در آغاز هرداستان دو یا سه نکته پرتحرک بی‌هیچ ارتباط آشکاری به چشم می‌خورد. اشخاص تازه و فراوان بلاانقطاع از گوشه و کنار وارد صحنه داستان می‌شوند، اما قدرت عظیم و خلاقه دیکنز پرده‌های نقاشی وسیعی از زندگی پیش چشم ما می‌گسترد که همه چیز را نیرومند و جاندار می‌سازد و در همه آنها ذوق نمایشی فراوان دیده می‌شود. هیچ نویسنده انگلیسی نتوانسته است چون دیکنز دنیایی گوناگون با خصوصیتهای متمایز از بیرحمی و رنج و مسخرگی بسازد یا مانند او چنین قانع‌کننده بی‌عدالتی‌ها و ستمگریهایی که از طرف اشخاص بزرگ بر کودکان وارد می‌شود، در نظر مجسم کند. دیکنز محبوبترین و به قول عده‌ای بزرگترین نویسنده انگلستان است.<br />
...........................................</p>

<p>داستان دو شهر، با عنوان اصلی A Tale of Two City، نخستین بار به سال 1859 به صورت داستان مسلسل، منتشر شد. وقایع ایندومین و آخرین رمان تاریخی دیکنز  در لندن و پاریس و در زمان انقلاب فرانسه اتفاف می­افتد. منبع نویسنده برای صحنه­هایی تاریخی کتاب مشهور انقلاب فرانسه، نوشته کارلایل(2)، است که سبک نگارش آن مورد تحسین او قرار گرفته بود و تأثیر دید تاریخی آن نیز در رمان به چشم می­خورد. یکی از دو چهره­ی اصلی رمان شارل سنت اورموند(3) است که از استبداد اشراف فرانسه، به خصوص عموی خود، مارکی سنت اورموند، به ستوه آمده و به سال 1775 به انگلستان گریخته است و، تحت نام چارلز دارنی(4)، به تدریس زبان فرانسه مشغول است. پنج سال بعد او توسط دو مأمور آگاهی به اتهام جاسوسی دستگیر می­شود، ولی دادگاه او را تبرئه می­کند. در جریان محاکمه عاشق دختری می­شود که برای ادای شهادت در برابر محاکمه حضور می­یابد: لوسی، دختر الکساندر مانت(5)، پزشکی که پس از هجده سال حبس در باستیل دچار اختلالات روانی شده است، نجات یافته و به انگلستان آورده شده است. او نیز که خود شاهد یکی از جنایات ماکری بوده است، از جمله­ی قربانیان او به شمار می­رود. او پس از آزادی هم باز گاه دچار وحشت­زدگی می­شود. این وضع همیشه هنگامی رخ می­دهد که داستان به نقطه­ی اوجی می­ سد، مثلاً وقتی دارنی، که از جنایت عموی خود نسبت به مانت خبری ندارد، اندکی پیش از عروسی با لوسی، هویت حقیقی وی را فاش می­کند، یا پس از تجدید دیدار با وطن آزاد شده، فرانسه، که پس از پیروزی انقلاب تشنه­ی خون است. آنجا شارل، که پس از کشته شدن مارکی عنوان او را به ارث برده است، با شجاعت و بی فکری سعی می­کند یکی از خادمان خانواده­ی خود را از چنگال انقلاب نجات دهد. محبوبیتی که دکتر مانت به عنوان قربانی «آنسین رژیم»(6) به دست آورده است، موجب نجات شارل از گیوتین می­شود؛ ولی نفرت تعصب آمیز مادام دوفارژ(7) بار دیگر او را به دادگاه می­کشاند که این بار نیز به اعدام محکوم می­شود. این بار او نجات خود را مدیون وکیل انگلیسی، سیدنی کارتون(8)، است؛ که سالها پیش نیز دفاعش به تبرئه­ی او از اتهام جاسوسی انجامید. کارتون که به طور شگفت انگیزی به شارل شباهت دارد، به جای او بر سکوی اعدام می­رود: او به خاطر علاقه­اش به لوسی خود را قربانی می­کند تا شوهر او را از مرگ نجات دهد، و زندگی خود را، که همیشه با زیاده­رویهای بیهوده­اش به بیراهه می­رفته است، دست کم با مرگ خود هدف و معنی بخشد. بدین ترتیب او که چهره­ی دوم رمان به حساب می­آید، در صحنه­ی بزرگ پایانی به صورت چهره­ی اصلی در می­آید. کارتون را، که با زندگی آشفته­ی خود، خواننده را به یاد قهرمانهای بایرون می­اندازد، ماجراهای فرعی بسیاری احاطه کرده استا همه­ی آنکه داستان با سرعتی حکایت می­شود که از حد شیوه­ی معمول دیکنز بسی فراتر می­رود و اثر از ساختاری منسجم برخوردار است، رمان از صحنه­های پرجلوه و چشمگیر که اکثراً به انقلاب فرانسه مربوط می­شود مالامال است</p>

<p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/A_Tale_of_Two_Cities">A Tale of Two Cities</a><br />
<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Charles_Dickens">Charles Dickens</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>ژرمینال</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/07/post-49.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.686</id>

    <published>2009-07-14T06:43:53Z</published>
    <updated>2010-01-10T07:37:22Z</updated>

    <summary>ژرمینال&quot;، نوشته &quot;امیل زولا&quot; با ترجمه &quot;سروش حبیبی&quot; از نشر نیلوفر، 552 صفحه به قیمت 6500 تومان. امیل زولا، نویسندهٔ تأثیرگذار فرانسوی، شاخص‌ترین چهره مکتب ادبی ناتورئالیسم و چهره‌ای مهم در آزادی‌خواهی سیاسی فرانسه است.او در پاریس، فرانسه زاده شد....</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="امیلزولا" label="امیل زولا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="سروشحبیبی" label="سروش حبیبی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>ژرمینال"، نوشته "امیل زولا" با ترجمه "سروش حبیبی" از نشر نیلوفر، 552 صفحه به قیمت 6500 تومان.</p>

<p>امیل زولا، نویسندهٔ تأثیرگذار فرانسوی، شاخص‌ترین چهره مکتب ادبی ناتورئالیسم و چهره‌ای مهم در آزادی‌خواهی سیاسی فرانسه است.او در پاریس، فرانسه زاده شد. پدر او یک مهندس ایتالیایی بود. بیش از نیمی از رمان‌های زولا را مجموعه‌ای ۲۰ جلدی روگن-ماکار تشکیل می‌دهد. دوران زندگي پرتلاطم اميل زولا مصادف شد با مبارزات اجتماعي و سياسي احزاب و دسته هاي راستگراي سلطنت طلب ، چپ گراي سوسياليست ، و جمهوريخواه ليبرال در نيمه دوم قرن 19 فرانسه . جمهوريخواهان سعي كردند تا سلطنت طلبان به رهبري ناپلئون سوم را به زباله دان تاريخ بفرستند، سوسياليست ها كوشيدند تا دو جناح ديگر را به بايگاني تاريخ بسپارند. زولا به دليل جانب داري از جمهوريخواهان ، ميان سنگ اندازي دو جبهه ديگر قرارگرفته بود. در آن سال هاي ناآرام و پرهياهو، تهمت و افترا و پرونده سازي ، اعدام و دستگيري و آدم ربايي ، ضرب و شتم ، فرار و تبعيد، از جمله حوادث معمولي روزانه بودند.زولا يكي از مهمترين رمان هاي خود يعني ژرمينال را به موضوع درد و رنج كارگران و زحمتكشان تقديم كرد. او در اين كتاب به آگاهي و سرنوشت طبقاتي رنجبران اشاره مي كند. او در بيشتر كارهايش به موضوعات سياسي مانند سال هاي برقراري مشروطه دوم و جمهوري سوم پرداخت . ناپلئون سوم و نخست وزيرش به علت سوءاستفاده از قدرت و افتضاح مالي مورد انتقاد ادبي زولا قرار گرفتند. زولا با كمك مجموعه آثار 20 جلدي رمان روگون ماكوارت نه تنها تاريخ اجتماعي دو خانواده اشرافي بلكه سقوط و ابتذال سياسي و اخلاقي بورژوازي فرانسه را در زمان مشروطه دوم نشان مي دهد، طبقه يي كه در مقابل انبوه كارگران صف كشيده بود. بيوگرافي نويسان مدعي هستند كه اگر بالزاك عاشق زمان خود بود، زولا از آن متنفر بود. زولا يك جمهوريخواه اصلاح طلب بود كه هيچ گاه ادعاي انقلابي گري نكرد. سال ها بعد نازي ها در آلمان آثار او را زايده هاي بلشويكي جانبدار قوم يهود نام گذاشتند<br />
......................................</p>

<p>ژرمینال، سیزدهمین کتاب از دوره­ی خانواده­ی روگن ماکار است که در سال 1885 منتشر شد. این کتاب از مشهورترین آثار امیل زولااست. موضوع کلی کتاب اعتصاب کارگران است: «قیام حقوق بگیران و فشار جامعه­ای که در لحظه ای از هم می­پاشد. مبارزه­ی سرمایه و کار.اهمیت ژرمینال در این است که مهم ترین مسئله قرن بیستم را به میان می کشد.</p>

<p>ماجرا در معدن زغال سنگ شمال فرانسه اتفاق می افتد. اِتیِن لانتیه، یکی از پسران ژروز ماکار شخصیت اصلی رمان آسوموار که در کارگاه راه آهن لیل (Lille) کار می­کرد، به جرم سیلی زدن به رئیس خود از کار اخراج می شود. او در معدن وورو، در گروه مائواستخدام می­شود. اتین در کار و زندگی سخت دشوار معدنچیانی سهیم می شود. معدنجیان نسل به نسل زیر بردگی بوده اند.اتین به سبب طبیعت عصیان گرش باشرایط محیط کارش به مخالفت برمی خیزد. با رهبران سوسیالیست ارتباط می گیرد و مبارزه با شرکت معادن را سازمان می­دهد. واعتصاب را بر می­انگیزد. معدنچیان پس از دو ماه و نیم مبارزه از روی اجبار کار خود را از سر می گیرند، ولی متوجه می شوند که مبارزه امکان پذیر است. مبارزه معدنچیان به مراحل بحرانی می رسد، سپاهیان به روی اعتصاب کنندگان تیراندازی می کنند و کشته­هایی بر جا می گذارند. در اواخر کتاب می بینیم که پیروزی سرمایه‌داران صرفاً ظاهری است. اتین در یک صبح بهاری،که نمودار دورانی نواست به پاریس می­رود؛ تا مبارزه­های تازه­ای در پیش گیرد.</p>

<p>این رمان، در وهله­ی اول، مستندی درباره­ی کار و زندگی معدنچیان است که زولا آن را اساساً از طریق یک خانواده، خانواده­ی مائو، به تفصیل توصیف می­کند. زولا به آنزن(9) رفته، به عمق یک چاه معدن فرود آمده، صد برگ یادداشت در محل برداشته است، و با دقت اوضاع کار و زندگی بیماریها وآداب و آیین­ها و جشن­ها.. را در تصویری به قدر کافی درست و صادقانه ارائه داده است، به طوری که معدنچیان برای نخستین بار خود را در رمانی باز می­شناسند: هیئتی از معدنچیان، با فریاد «ژرمینال! ژرمینال!»، در تشییع جنازه­ی زولا شرکت می­کند. تصویری که نویسنده از تنش­های میان سرمایه و کار یا میان خرده­­ سرمایه­داری و  کلان سرمایه­داری به دست می­دهد از نظر تاریخی درست است. زولا، که میل به حقیقت دارد، خلاف خطابه­های پدرمأبانه­ی بورژواها یا «انسان دوستی بازی­ها» ی آرام­بخش چپ، عمل می­کند: زولا، از طریق شبکه­ای از استعاره­های حیوانی و دستگاه محکمی و تضادها میان زندگی بوروژواها (به ویژه خانواده­های انبو و گرگوار (12) و زندگی معدنچیان، دشواری وضعیت معدنجیان را که سرمایه­داری آنها را به زندیگ و کار حیوانی در جهنم اعماق زمین فرو برده است محسوس می­گرداند. زولا، از نظر انسانی، جانب داری استثمار شدگان را می­کند. اما، وضعیتی که به تصویر می­کشد، جامعه­ای که از هر جهت و هر سمت تحت تنشهای بسیار شدید و هر لحظه در معرض انفجار است (یکی از محرکهای مکرر رمان این است: «باید توپشو در کرد!»)، زولا را می­ترساند. او ظهور توده­ها و نیروی آتی آنها را حس می­کند. و در مقابل، سرمایه­داری آزمند و مطمئن به خود و ناآگاه از تحول تاریخی را نشان می­دهد. در نتیجه، سخنان آشوب انگیز متداول در آن دوران را از سر می­گیرد، دورانی که شاهد چندین انقلاب و از جمله انقلاب «کمون»(13) بود: اسطوره­ی شب بزرگ و این اندیشه که مبارزه­ی طبقاتی تنها به ویرانی تمدن و به وحشیگری می­انجامد. زولا، از نظر معنا، نام مونسو را بر اساس نام مونسو-له-مین(14) می­سازد، که همان وقت اعتصابهای خونین واعمال هرج و مرج طلبانه­ای در آنجا سازمان داده بود. مونسو، همچنین، آتش زیر خاکستر زایده­هاست، آتشی زیر خاکستر که در حال تکوین است و جامعه را شعله­ور خواهد ساخت. این ترس در شکل ارائه جنبش کارگری و رهبران آن نیز به چشم می­خورد که زولا کم و بیش صرفاً نزاع­ها و مبارزه­های (بسیار واقعی) آن را میان گرایشهای مختلف ترسیم می­کند و بیشتر اوقات دانشی جا نیفتاده را به آنها نسبت می­دهد. اما، او نیز به همراه آنها، و مانند معدنچیان، خود را به دست رؤیای جامعه­ی دادگستری می­سپارد. اتین، اگر چه جنایتکار فطری توصیف شده است ولی نهایتا قهرمانی واقعی و مبارزی انقلابی می­شود. بدین ترتیب، رمان به سوی آینده در حرکت است.</p>

<p>منابع: ویکی پدیا، فرهنگ آثار</p>

<p><a href="http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1388875">اميل زولا و انتقال فرامتن به طبيعت</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>شوخی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/07/post-48.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.683</id>

    <published>2009-07-11T05:46:36Z</published>
    <updated>2010-01-10T07:33:20Z</updated>

    <summary>&quot;شوخی&quot; نوشته &quot;میلان کوندرا&quot;، ترجمه &quot; فروغ پوریا وری&quot; ، نشر روشنگران و مطالعات زنان، 416 صفحه و با قیمت 5000 تومان. میلان کوندرا نویسنده‌ اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="فروغپوریاوری" label="فروغ پوریاوری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="میلانکوندرا" label="میلان کوندرا" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>"شوخی" نوشته "میلان کوندرا"، ترجمه " فروغ پوریا وری" ، نشر روشنگران و مطالعات زنان، 416 صفحه و با قیمت 5000 تومان.</p>

<p>میلان کوندرا نویسنده‌ اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ در فرانسه زندگی می‌کند و از سال ۱۹۸۱ یک شهروند فرانسوی شده‌است.</p>

<p>پدر کوندرا نوازنده پیانو و شاگرد لئو یاناسک بود. علاقه او به موسیقی در بسیاری از آثار او به ویژه رمان شوخی پیداست. میلان شعر گویی را از ۱۴ سالگی آغاز کرد و در ۱۷ سالگی پس از شکست آلمان به حزب کمونیست پیوست و در سال ۱۹۴۸ وارد دانشکده سینمای پراگ شد. اما در سال ۱۹۵۰ از حزب اخراج شد. نخستین مجموعه شعر او با نام «انسان؛ بوستان پهناور» که خوشبینی موجود و ادبیات دولتی را مورد انتقاد قرار می‌داد در ۱۹۵۳ و دومین و آخرین مجموعه شعر او با نام «تک گویی» که در آن رفتارها و کردارهای انسانی و روابط عاشقانه بی‌پرده بازنمایی می‌شد در ۱۹۵۷ منتشر شدند.<br />
کوندرا اولین رمان‌اش به نام شوخی را در سال ۱۹۶۷ نوشت. «شوخی» از زبان چندین داستان‌گو روایت می‌شود و تنها کتاب کوندرا است که در آن خود نویسنده راوی داستان نیست. از شوخی فیلمی در چک نیز ساخته شده‌است.</p>

<p>در سال ۱۹۷۵ کوندرا به همراه همسرش ورا به دعوت دانشگاه رن به فرانسه رفت و در آن‌جا کتاب خنده و فراموشی را نوشت. در این کتاب او از اعتراضات متعددی که مردم چکسلواکی به اتحاد شوروی داشتند می‌گوید. کتاب خنده و فراموشی ترکیب عجیبی از یک رمان، مجموعه‌ای داستان کوتاه و تفکرات نویسنده‌است.</p>

<p>در ۱۹۸۴ کتاب سبکی تحمل ناپذیر هستی (در فارسی بار هستی ترجمه شده‌است) نوشت. این کتاب محبوب‌ترین کتاب کوندرا به‌ حساب می‌آید. سبکی تحمل‌ناپذیر هستی به مشکلات یک زوج چک با یکدیگر و دشواری سازگاری با زندگی در چکسلواکی می‌پردازد. در سال ۱۹۸۸، کارگردان آمریکایی فیلیپ کوفمان، فیلمی از روی این کتاب به همین نام ساخت. کوندرا پس از دیدن فیلمی که از روی کتاب‌اش ساخته شده بود، اعلام کرد که دیگر به هیچ کارگردانی اجازهٔ فیلم کردن کتاب‌هایش را نخواهد داد.</p>

<p>در ۱۹۹۰ کوندرا کتاب جاودانگی را به بازار داد. در مقایسه با سایر آثار کوندرا که بیش‌تر تفکرات سیاسی را مطرح می‌کنند، این کتاب از درون‌مایهٔ فلسفی بیشتر و عمیقتری برخوردار است و مفاهیم جهانی‌تری را در خود می‌گنجاند.</p>

<p>کوندرا همیشه اصرار داشته‌است که او یک رمان‌نویس است، نه یک نویسندهٔ سیاسی یا مخالف. *<br />
.............................................</p>

<p>شوخی، ولین رمان میلان کوندرا، نویسنده چک که  بین سالهای 1962 و 1965 نگاشته شد و در 1967 انتشار یافت ـ  برای نویسنده­اش شهرت جهانی به همراه آورد. پس از اینکه در 1968 تانکهای روسی کشور چکوسلواکی را درهم کوبیدند، برای سالهای بعد، این رمان یگانه پیامی بود که توانست پدیده ازهم پاشیدن دنیای کمونیست را پیش­بینی کند. از اینرو، در آن سالها برداشتی بیش از حد سیاسی از آن به عمل آمد، اما با گذشت سالها روشن شد که ارزش خاص رمان بسیار فراتر از قلمرو محدود سیاست است.<br />
لودویک یان ، که به دلیل شوخی ساده­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا ، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می­شود، گمان می­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است و تصور می­کند عملی که در حد کینه خاموش­نشدنی­اش باشد این است که زن دشمن خود را به خیانت وادارد. بی­خبر از اینکه اصل ماجرا چیز دیگری است: لودویک آن زن را فریب می­دهد و در اختیار می­گیرد، اما به زودی خبردار می­شود که شوهر او، آن کمونیست وفادار و سختگیر، از چندی پیش به آدمی تجدیدنظر طلب تبدیل شده است و دیگر با زنش زندگی نمی­کند. اولین شکست لودویک در زندگی، سخت و به طور غیرقابل جبرانی دردناک بود. ولی دومین شکست او مضحک و بی­معنی است. وقتی که ستمدیده بود می­توانست بگوید: «من به بیرون از مسیر زندگیم پرتاپ شده­ام». زندگی او در آن روزها واقعیت داشت، اما در دنیای اشباحی که اکنون پرسه می­زند همین زندگی است که دور از هرمسیری، مفهوم خود را از دست می­دهد. شوخی به دلایل دیگری هم رمان مهمی است. زیرا لودویک که می­بیند نقشه انتقام او بر باد رفته است، یگانه کسی نیست که زندگیش به سخره گرفته می­شود. برای همه شخصیتهای رمان لحظه­ای پیش می­آید که باید از این تونل تاریک مسخره شدن عبور کنند. همه دنیا، به مسخره گرفته شده است. کوستکا  می­خواهد که ایمان مسیحی­اش را با کمونیسم آشتی دهد، اما هیچ نشانه تأییدی از بالا نمی­رسد: «خدای من، صدایت را بلندتر به گوش من برسان! در این هیاهوی صداهای درهم و برهم، به هیچ وجه صدایت را نمی­شنوم!» یاروسلاف ، دوست دوران نوجوانی لودویک، برای اینکه یاد آباء و اجدادی را از نو زنده کند، با رژیم همکاری می­کند، اما فرزند خودش به صورت خنده­داری به او خیانت می­کند. و اگر در این میان فقط لوسی از این سرنوشت برکنار می­ماند- لوسی موجودی نه­چندان واقعی است که در گورستانها پرسه می­زند تا برای تقدیم به محبوبش گل بدزدد- به این سبب است که او در دنیای دیگری زندگی می­کند. این دنیای دیگر در واقع بیرون از «تاریخ» است. زیرا شخصیتهای اصلی همه دستخوش این وسوسه­اند که روی صحنه تاریخ ظاهر شوند. در این چشم­انداز، رژیمهای کمونیستی که در شرق اروپا جایگیر شدند، کوشیدند که در این اوضاع تاریخ (یا پیشرفت یا مدرنیته) که انسان معاصر در سایه اطاعت از اوامر آن به سیارات دسترسی می­یافت، پیشقدم شوند. شاید به سبب همین توفان و غرق کشتی تاریخ  شخصیتهای شوخی ، که یکبار روی آینده قمار کرده و شکست خورده و مسخره شده­اند، به سوی گذشته­ای که برای همیشه مدفون شده بود برمی­گردند (رمان در روز جشن فولکلوریک «سواری شاهان» که زمان آن را کسی به یاد ندارد پایان می­گیرد). یاروسلاف به هنر عامیانه قدیم رومی­آورد، لودویک به سوی لوسی می­رود که تجسم عشقهای گذشته بی­تاریخ بشریت است. کوستکا به زمان گذشته انجیلی رو می­کند: جستجوی نشانه­های نامفهوم در گذشته و خم شدن به روی چشمه­های خشکیده! چنین است روح این رمان خارق­العاده.<br />
رمان شوخی سر آغازی است بر عناصر اندیشه های او چون طنز وضعیت تاریخی ،جدال تن و روان!رمان در هفت بخش خود از زبان یکی از شخصیت ها روایت می شود و در یک روانکاوی انسانی تاثیر شرایط اجتماعی بر انسانها دیده می شود او می کوشد در خلال این روایت شوخی بزرگی با تاریخ را هم ترتیب دهد.درین نوشتار کوشیده شده تا  شوخی و خنده از دیدگاه باختین در یک جامعه بسته نگاه  شود.</p>

<p><br />
* برگرفته از ویکی پدیا <br />
<a href="http://www.khabgard.com/?id=438641374">ترجمه‌ي كامل فصل س.ا.ن.س.و.ر‌شده‌ى رمان شوخي</a><br />
<a href="http://anthropology.ir/node/3700">هفت نکته در ستایش شوخی</a></p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>خانم دالووی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/06/post-47.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.664</id>

    <published>2009-06-10T07:01:16Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:09:36Z</updated>

    <summary>&quot;خانم دالاوی&quot;، نوشته &quot; ویرجینیا ولف&quot; با ترجمه &quot;خجسته کیهان&quot;، از نشر نگاه با 240 صفحه و به قیمت 3500 تومان. ویرجینیا ولف، بانوی داستان‌نویس و مقاله‌نویس انگلیسی (1882-1941) ویرجینیا در لندن زاده شد، پدرش سر لزلی استیون Sir Leslie...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="ویرجینیاولف" label="ویرجینیا ولف" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="خجستهکیهان" label="خجسته کیهان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>"خانم دالاوی"، نوشته " ویرجینیا ولف" با ترجمه "خجسته کیهان"، از نشر نگاه با 240 صفحه و به قیمت 3500 تومان.</p>

<p> ویرجینیا ولف، بانوی داستان‌نویس و مقاله‌نویس انگلیسی (1882-1941) ویرجینیا در لندن زاده شد، پدرش سر لزلی استیون Sir Leslie Stephen از چهره‌های برجسته ادب انگلستان در عصر ملکه ویکتوریا و مؤلف تاریخ فکری انگلستان در قرن هجدهم است. ویرجینیا در سیزده سالگی مادر را از دست داد، تحت نفوذ پدر قرار گرفت و درمحیط ادب و فرهنگ پرورش یافت، وی که به سبب ضعف مزاج از تحصیل منظم مدرسه‌ای منع شده بود، همراه پدر به خواندن آثار فیلسوفانی چون افلاطون، "اسپینوزا" Spinoza و "هیوم" Hume پرداخت. در کتابخانه وسیع و جامع پدر با برجسته‌ترین نویسندگان عصر آشنا گشت و با تعدادی از خانواده‌های بافرهنگ انگلستان ارتباط یافت. پس از مرگ پدر فرزندان سرلزلی همچنان به پذیرایی دوستان در خانه خود در بلومزبری Bloomsbury ادامه دادند که نام آن بعدها به «گروه بلومزبری» منتقل شد. این گروه از روشنفکران و فارغ‌التحصیلان دانشگاه کمبریج تشکیل شد و نویسندگان وهنرمندان مشهوری به عضویت آن درآمدند. ویرجینیا در 1912 با یکی از اعضای این گروه به نام لئونارد وولف Leonard Woolf، اقتصاددان و مرد سیاست آینده ازدواج کرد. اگرچه در زمان جنگ اعضای گروه بلومزبری پراکنده شدند، پس از پایان جنگ، گروه دوباره دایر گشت و کسان جدیدی به عضویت آن درآمدند، اما اصول اندیشه و هدف گروه تغییر نکرد و آن بیان حقیقت، آزادی بیان، عشق به هنر و احترام به اخلاق و سنن و فرهنگ انفرادی بود. ویرجینیا در 1917 با همکاری شوهر «سازمان انتشارات هوگارث» Hogarth Press را تأسیس کرد که در آغاز کوچک و محدود بود، اما به سرعت رو به توسعه گذارد و آثاری از "کاترین منسفیلد" Mansfield، "الیوت" Eliot، "فاستر" Forster، اولین داستانهای کوتاه ویرجینیا وولف و آثاری از داستان‌نویسان فرانسوی و روسی و آلمانی انتشار داد و آثار"فروید" Freud را به خوانندگان انگلیسی شناساند. از آن پس وقت ویرجینیا به مدیریت سازمان و نقد ادبی و داستان‌نویسی و معاشرت با دوستان و سفر گذشت و در مدت بیست و شش سال نه رمان، پنج مقاله مهم و سه مجموعه مقاله‌های تحقیقی و چند داستان کوتاه انتشار داد.<br />
...............................................</p>

<p> خانم دالووی ، رمانی از ویرجینیا وولف (1882-1941)، بانوی نویسنده انگلیسی، ‌که در 1925 منتشر شد. کلاریسا دالووی در یک صبح روشن از ماه ژوئن بیرون رفت تا برای جشنی که همان شب در خانه‌اش برگزار می‌شد گل بخرد؛ پس، ‌از موقعیت استفاده می‌کند و به گشت و گذاری در لندن می‌پردازد،‌ و نویسنده او را همراهی می‌کند و تصویرهایی را که به چشم خانم دالووی درمی‌آید و افکار و احساساتی را که نور روشن بهاری در او برمی‌انگیزد گرد می‌آورد و همه‌چیز را در آهنگی موزون به هم می‌آمیزد. ذهن کلاریسا از تصویر پیتر والش سرشار است، دوست دوران کودکی که کلاریسا آرزو داشت با او ازدواج کند و، ‌بنا به خبری که داده‌اند،‌ به تازگی از هند بازگشته است. خاطره پیتر کلاریسا را به دوران نوجوانی در خانه پدری می‌برد. اما خاطره‌ها در آن حد او را جذب نمی‌کند که به آنچه در اطرافش می‌گذرد توجه نسپارد،‌ زیرا خانم دالووی عاشق زندگی است و همه جنبه‌های زندگی در او شور و شوق می‌آفرینند؛ و بدین ترتیب،‌ حکایت بسط می‌یابد و از گذشته به حال می‌رود و هر دو را با هم درمی‌آمیزد. کلاریسا به مأمور نظم عبور و مرور،‌ به ویترین مغازه‌ها، ‌به اتومبیلی که با پرده‌های کشیده به سرعت می‌گذرد و شاید عضوی از خاندان سلطنتی را در خود پناه داده است توجهی یکسان نشان می‌دهد؛‌ در حالیکه در باغ‌های کنسینگتون پرسه می‌زند با زوجی جوان برخورد می‌کند؛‌ آن دو کاملاً سرگشته و درگیر با نگرانی بزرگی به نظر می‌آیند. نویسنده،‌ به یمن همدلی فعالانه و همیشه هشیار، ‌ما را به زندگی خصوصی آن زوج می‌برد و ماجرایشان را برایمان شرح می‌دهد: سپتیموس وارن اسمیت،‌ پس از آنکه با هیجانی آرمانی در جنگ جهانی شرکت جست،‌ منقلب و غیرعادی از جنگ بازگشته است؛ از آن زمان، ‌همه‌چیز را گویی «از پس شیشه» می‌بیند. و اما همسر ایتالیایی‌اش،‌ لوکرتسیا،‌ که فروشنده ساده کلاه است،‌ بیهوده می‌کوشد تا،‌ به کمک عشق، او را از کابوسی که به مرز جنون رسیده است نجات بخشد.کلاریسا در پایان گردش به خانه باز می‌‌گردد: در حالیکه مشغول مرتب کردن خانه است، پیتر سر می‌رسد؛ میان ان دو هیجانهای فرو خورده و عمیقی جریان می‌یابد که با آمدن الیزابت، دختر کلاریسا، ‌متوقف می‌شود. الیزابت، هوشمند و زیبا،‌ به سبب جدی‌ بودن و توجه به چیزهایی که همیشه برای کلاریسا بیگانه بوده است، فکر مادر را به خود مشغول داشته است. روز ادامه می‌یابد، ‌و کلاریسا،‌که در تنهایی خانه‌اش باقی مانده است، ‌همچنان بر زندگی و افکار کسانی که او را می‌شناسند احاطه دارد: پیتر،‌ که پس از سالها دوری از وطن،‌ با لذت در حال و هوای لندن فرو می‌رود. شوهرش ریجارد دالووی، ‌که پس از یک نشست سیاسی در خانه لیدی بروتون، ‌ناگهان این نیاز را در خود احساس می‌کند که برای همسر خود گل بخرد و به او بگوید که چقدر دوستش دارد؛ ‌الیزابت، ‌که به همراه دوشیزه کیلمن به خرید رفته است،‌ اما ناگهان، ‌به اطاعت از نوعی ندا، ‌نزد مادر بازمی‌گردد و دوستش را رها می‌کند و می‌گذارد که او طعم عذاب‌آور شکست را بچشد. روز پایان می‌رسد و زمان جشنی که آن همه انتظارش را کشیده‌اند فرا می‌رسد. در ضمن گفتگو، با شخصیت دیگری آشنا می‌شویم، با سپتیموس،‌ که همان روز خودکشی کرده است و پزشکی که معالجه‌اش می‌کرد زندگی او را نقل می‌کند: سپتیموس خودکشی کرده است،‌ زیرا دیگر نمی‌توانست احساس عدم واقعیت را که پیوسته آزارش می‌داد تحمل کند و حکایت همین خودکشی،‌ گویی ناگهان و به شکلی متضاد،‌ به دنیای بی‌اهمیتی که کلاریسا در آن متحول می‌شود استحکام تازه‌ای می‌بخشد. ویرجینیا وولف، رمان را به شکل قطعه موسیقی ساخته است، ‌اقدامی که در رمان به سوی فانوس دریایی و خیزابها با تسلط بیشتری آن را بسط خواهد داد.<br />
......................................................<br />
کتاب از نظر ترجمه دچار مشکلات عمده ای است. ادبیات ولف ادبیات ساده ای نیست، در عین حال ترجمه بد کتاب به پیچیده تر شدن این ادبیات کمک کرده است. به طوری که با خواندن 10 صفحه اول کتاب شما اجبارا به طور مکرر به صفحات نخستین ممکن است مراجعه کنید تا رشته داستان از  دستتان خارج نشود.</p>

<p><br />
فرهنگ آثار<br />
<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Virginia_Woolf">Virginia Wolf</a><br />
<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mrs_Dalloway">Mrs Dalloway</a><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>چهره مرد هنرمند در جوانی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/06/post-46.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.659</id>

    <published>2009-06-07T06:17:44Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:09:51Z</updated>

    <summary>&quot;چهره مرد هنرمند در جوانی&quot; نوشته &quot;جیمز جویس&quot; ، ترجمه &quot; منوچهر بدیعی&quot; از نشر نیلوفر با 468 صفحه و قیمت 3800 تومان. جیمز آگوستین آلوی سیوس جویس در سال ۱۸۸۲ در ایرلند ، در خانواده اشرافی رو به زوالی...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="منوچهربدیعی" label="منوچهر بدیعی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="جیمزجویس" label="جیمز جویس" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>"چهره مرد هنرمند در جوانی" نوشته "جیمز جویس" ، ترجمه " منوچهر بدیعی" از نشر نیلوفر با 468 صفحه و قیمت 3800 تومان.</p>

<p><br />
جیمز آگوستین آلوی سیوس جویس در سال ۱۸۸۲ در ایرلند ، در خانواده اشرافی رو به زوالی چشم به جهان گشود. در سال تولد او، اروپا در وضعیت سیاسی مطلوبی نبود و جویس در چنین شرایطی پا به عرصه خانواده پرجمعیت دوازده نفری خود گذاشت. پدر جویس کارهای زیادی را تجربه کرد ولی سرانجام مأمور مالیات شد . دو عامل بزرگ از عوامل مؤثر در اندیشه او مذهب کاتولیک مادرش و میهن‌پرستی پدرش بود. در سال ۱۹۱۲ برای همیشه از ایرلند رفت ، ولی هرگز از چیزی به جز ایرلند ننوشت. از مذهبش برگشت ، اما وقتی از او می‌پرسیدند ، آیا جانشینی برایش یافته است ، پاسخ می‌داد:"ایمانم را از دست داده‌ام ، عقلم را که از دست نداده‌ام."</p>

<p>........................................................</p>

<p>چهره هنرمند در جوانی رویدادنگاری آغازهای زندگی استیون ددالوس است. تصویرپردازیش شاعرانه و امپرسیونیستی است. جالب توجه ، افزایش پیچیدگی و ایهام زبان آن با ابلا رفتن سن استیون در داستان است.<br />
ین یکی از مهمترین آثار نویسنده است و جویس مدتی طولانی روی آن کار کرده است. نقطه آغازش مقاله‌ای کوتاه بود به نام «چهره هنرمند»، که مؤلف آن را به مجله ایرلندی بسیار جدیدالتأسیس دانا، در اوایل 1904، پیشنهاد کرد: مقاله‌ای فشرده که در یک تعطیلات آخر هفته نوشته شده است و در آن موضع خود را در قبال الهام و محیط خود مشخص می‌کند. اجتناب سردبیر از چاپ آن سبب شد که جویس متن را تا حد یک رمان واقعی، استیون قهرمان، گسترش بدهد، که در دو سال بعد آن را در هزار صفحه نوشت. رها کردن دست‌نوشته و تصمیم به از سرگرفتن آن در سبکی کاملاً جدید مصادف شد با لحظه‌ای قاطع از زندگی و اثرش، در تابستان 1907: بازگشت به تریسته (2)، بعد از تلاشی ناموفق برای مستقر شدن در رم، تولد دومین فرزند لوسیا، و همچنین اتمام مجموعه دوبلینها با نوشتن داستان «مردگان». خود او می‌گوید برنامه‌اش این خواهد بود که استیون قهرمان را در پنج فصل بازنویسی کند. جویس چیز بیشتری نمی‌گوید، ولی آشکار است که اندیشه دراماتیکی که در مقالات، سخنرانیها یا قطعات چاپ نشده مختلفی به کار گرفته بود، در پس‌زمینه طرح وجود دارد. مسئله از این قرار خواهد بود که سرگذشت شخصی که دستنوشته قبلی، به صورتی استدلالی و بیشتر دفاعیه‌وار و آموزشی ارائه شده بود، بیشتر از آنکه به صحنه بیاید، صورت عمل به خود گیرد. ساده‌تر بگوییم، این اعمال یک عمل اصلی را هدف خود قرار داده‌اند که عمل نویسنده است، عمل نوشتن، و این اعمال پی در پی فقط درمسیری خواهند بود که به تدریج جارو شده و کنار گذاشته شده است. هنر جویس این خواهد بود که در واقع دو مسیر را باهم طی کند: اولی جنبه شرح حال واقع‌گرا دارد، و دیگری به نوعی روحانی و اخلاقی است. اولی از داستان استیون ددالوس (3) جوان تشکیل شده است؛ از اولین خاطرات کودکی‌اش تا پایان سالهای دانشجویی، که درآمدی است بر عزیمتش از ایرلند. فضای گرم خانوادگی، نوای حسرت‌آلود دیگری است برای آن دانشجوی شبانه‌روزی یسوعیان، که شاگرد خوبی است و کمی توسری‌خور بزرگترها. اما تعطیلات نوئل. بدون آنکه بازگشت به عدن با آن درآمیزد لذتی ندارد: کشف تناقضهایی است که بزرگسالان، دور میز خانوادگی، وقتی که سیاست جدلی می‌شود، از خود نشان می‌دهند. بازگشت نهایی به کانون خانواده و ورود به کالج (باز هم یسوعی)، ضد و نقیضهای ملموس دیگری به رؤیا می‌دهد؛ و اولین موضوع،تنزل ثروت خانوادگی است ‌که به دلیل تغییر نشانی به طرزی بی‌رحمانه متزلزل شده است. دانشگاه، درسهایی که در آنجا می‌گیرد، و دوستیهایی (عاشقانه یا غیرعاشقانه) که در آنجا برقرار کرده است خیلی زود رنگ می‌بازند. جامعه، بیشتر از واحد خانواده،‌چشم‌انداز شکوفایی و ادای مقصود شخصی را به دست نمی‌دهد، چون هردو، در تمام مدت، عرصه بازاندیشی ارزشها بوده‌اند. ارجاع اخلاقی از همان اولین صفحات حاضر است: خوب است یا بد است که آدم مادرش را ببوسد؟ دوستان همکلاسی‌اش برای این مسئله بی‌رحمانه او را اذیت و پریشان می‌کنند. آیا پارنل (4) قهرمان رهایی‌بخش ایرلند است یاواقعاً مردی «گمراه» از گناه (جسمانی)؟ و خود پدر روحانیها چه؟ آیا بی‌گناه‌اند؟ می‌بینیم که نه. پس آنها پیش چه کسی اعتراف می‌کنند؟ و صداها و دستورهایشان ناهماهنگ است، حتی نشان دورویی دارد. آنها می‌توانند بین خودشان به این بچه‌هایی که به حرفهای آنها اعتقاد پیدا کرده‌اند، در واقع به تقلید مضحک عدالت خودشان بخندند. مرزهای همدستی آنها با دور زمانه به کجا ختم می‌شود؟ عطر خرید و فروش چیزهای متبرک در فضا پراکنده است... که گاهی با «Odor di femina» [بوی زن] درمی‌آمیزد. زیرا آخر سر، این خیر و شر که تعیین حدود آن این همه دشوار است و جداکردنشان این همه سخت است،‌کاملاً در وجود زن، دوشیزه، بانویی مبادی آداب یا بدکاره‌ای کثیف مجسم می‌شود. استیون سعی می‌کند چند رکن زیبایی‌شناسی بر زبان بیاورد که در آنها افلاطون، ارسطو، فلوطین، و قدیس توماس به هم می‌رسند. آخر سر می‌پذیرد که «وقتی به پدیده‌های ادراک هنری، تکوین، و تولید اثر هنری می‌رسیم، به نوعی اصطلاحات جدید ونوعی تجربه شخصی نیاز خواهیم داشت». این تجربه جدید دوگانه است؛ بخشی از آن گسستن از ایرلند و سنگینیهای ایدئولوژیکی و سیاسی آن است. اروپا،‌که زندگی روشنفکری و هنری در آن آنقدر زنده است، او را می‌طلبد. در اینجا به خوبی حس می‌کنیم که جویس، در قالب استیون، از خود و تمایلاتش حرف می‌زند. اما داده‌های شرح‌حال‌گونه نباید باعث شود که روی دیگر تجربه را فراموش کنیم که مربوط به خود نوشته است: کتاب با کوششهای نویسنده تقطیع شده است؛ از همان صفحه دوم، وقتی می‌خواهد تهدید به تنبیه را بنویسد، آن را در دو جمله کوچک خلاصه می‌کند. و بعد کوششی است برای سرودن یک شعر «A.E...C...»، دخترکی که ملاقاتش وی را به هیجان آورده است (صحنه‌ای که خاطره آن بر متن رمان تأثیر خواهد گذاشت)؛ و بعد سرودن یک «ویلانل فتنه‌گر»؛ و آخرسر، گسستی که خاطرات خصوصی آخرین صفحات را تشکیل می‌دهد که موضوع آن مستقیماً، بدون نقاب داستانی، و با آمیزشی از رؤیاها و ملاقاتها بیان می‌شود و زمینه را برای آینده باز می‌گذارد. بلی، این اثر آغازی است که شرایط و محورهای گسترش نوشته‌های آینده را طرح می‌کند. پیوستگی‌اش با اولیس، که بی‌تردید اولین صفحات آن از چهره برداشته شده است، قطعی است. آری، این اولین نوشته، که در آن جویس با گسستها و در عین حال با پژواکها، بازیابیها، و تغییر مکانهای آن بازی کرده است، و نیز این کاوش شرایط بازگویی، سفر در دینای کلامی را که همانا اولیس است آماده میکند</p>

<p><br />
<a href="http://massihnorouzi61.blogfa.com/post-7.aspx">زندگی نامه جیمز جویس</a></p>

<p><a href="http://www.dibache.com/text.asp?id=805&cat=47">جیمز جویس به قلم ویل دورانت</a></p>

<p><a href="http://www.nasour.net/?type=dynamic&lang=1&id=395">جیمز جویس ِشاعر و آخرین شعرش :: پیرایه یغمایی</a></p>

<p><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/James_Joyce">James Joyce</a></p>

<p><a href="http://www.ketabnews.com/detail-1374-fa-46.html">جادوی جیمز جویس/ اومبرتو اکو</a></p>

<p><a href="http://cafe-canape.sunjoon.com/2009/05/post_42.html">دوبلینی ها</a><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>جین ایر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/06/post-45.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.654</id>

    <published>2009-06-02T06:40:23Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:09:51Z</updated>

    <summary>جین ایر، نوشته &quot;شارلوت برونته&quot; ، ترجمه &quot;مهدی افشار&quot; از نشر دبیر، به قیمت 5200 تومان برانته نام خانواده¬ای انگلیسی است که سه دختر شاعر و نویسنده از آن برخاسته¬اند. پدر خانواده کشیش فقیر دهکده بود و مادر که شش...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="مهدیافشار" label="مهدی افشار" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="شارلوتبرونته" label="شارلوت برونته" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>جین ایر، نوشته "شارلوت برونته" ، ترجمه "مهدی افشار" از نشر دبیر، به قیمت 5200 تومان</p>

<p><br />
برانته نام خانواده¬ای انگلیسی است که سه دختر شاعر و نویسنده از آن برخاسته¬اند. پدر خانواده کشیش فقیر دهکده بود و مادر که شش فرزند به دنیا آورد، کمی پس از تولد «آن» درگذشت. پدر پس از مرگ همسر رفتاری مستبدانه و خوئی خشونت¬آمیز پیش گرفت و اداره خانه را به خواهر زن خود واگذارد و چهار دختر خود را به مدرسه ‌شبانه‌روزی مخصوص دختران روحانی سپرد. وضع شبانه روزی چنان بد و رقّت¬بار بود که ماری و الیزابت دو دختر بزرگتر بر اثر کمبود تغذیه و عدم بهداشت از بیماری سل درگذشتند. امیلی و شارلوت شبانه روزی را ترک کردند و به خانه بازگشتند. گرچه وضع زندگی در خانواده برانته از شبانه روزی بهتر نبود،اما کودکان لااقل از آزادی بیشتری برخوردار بودند و می¬توانستند بر علفزارها و دشتها بروند و بنشینند و منطقه زیست خود را زمینه آثار آینده سازند. خواهران سالها به وسیله پدر آموزش مختصری یافتند، بعد به حال خود رها شدند. در همین سالها بود که با همکاری یکدیگر سرگذشتهای خیال¬انگیز و قصه¬های معروف به افسانه¬های انگریا Legends of Angria  را نوشتند. دوره جوانی سه خواهر بر اثر محروم ماندن از محبت و دلسوزی مادرانه با حساسیتی شدید توأم بود و آنان را به خیالپروری سوق می¬داد. شارلوت و امیلی مصمم شدند که از راه کارکردن زندگی مستقلی برای خود ترتیب دهند و تنها راه امرار معاش را در شغل معلمی دانستند، پس در 1842 برای تکمیل زبان فرانسوی به بروکسل سفر کردند و پس از چندی به سبب مرگ خاله¬شان به خانه بازگشتند. تنها شارلوت مدتی به تدریس در شبانه¬روزی اشتغال داشت و از محیط آن مواد لازم را برای رمان خود به نام استاد The Professor فراهم آورد. خواهران پس از آنکه به تأسیس مدرسه¬ای اقدام کردند که سرانجامی نیافت، به راه شعر و نویسندگی افتادند که هرسه در آن استعداد و ذوق بسیار داشتند و در 1846 با همکاری یکدیگر و با نام مستعار دیوانی منتشر کردند که توفیقی نیافت. پس به رمان نویسی روی آوردند و هریک جداگانه به نام خود داستانهایی انتشار دادند. شارلوت کتاب استاد را در دو جلد نوشت که از طرف ناشر رد شد و پس از مرگش در 1857 انتشار یافت. کتابهای بلندیهای بادگیر Wuthering Heights اثر امیلی (1847) که مورد قبول ناشر قرار گرفت، داستانی عجیب و پرشور بود تحت تأثیر منطقه وحشی و دورافتاده محل سکونتشان و سرگذشت مسافری از زبان خود او که در کودکی از طرف پدر و مادر کولی خود رها شده، به وسیله مرد دیگری پرورش یافته و پیوسته مورد اهانت برادر و خواهر خوانده خود قرار گرفته است و هنگامی که به سن رشد می¬رسد، برای جبران گذشته و اعاده شرافت خویش خانه را ترک می¬کند، به سفری طولانی می¬پردازد و پس از تلاش بسیار با ثروت فراوان بازمیگردد و درصدد انتقام از کسانی برمی¬آید که او را تحقیر کرده بودند. کتاب اگرچه در آغاز چندان پیروزی به دست نیاورد، به سبب قدرت وصف و لطافت شاعرانه و تازگی موضوع، شهرت جهانی کسب کرد و به زبانهای دیگر ترجمه شد و در نسل بعد در ردیف بهترین رمانهای انگلیسی قرار گرفت. سوینبرن Swinburne درباره این کتاب گفته است: «بلندیهای بادگیر بهترین رمانی است که زنی تا به حال نوشته است.» شارلوت که به استعداد نویسندگی خود واقف بود، از اولین شکست ناامید نشد و در سال 1847 داستان دیگری به نام جین ایر Jane Eyre با نام مستعار منتشر کرد که پیروزی برق¬آسایی به دست آورد. کتاب سرگذشت دختر یتیمی است که کودکی را در پرورشگاه گذرانده و پس از آن به عنوان کدبانو در خانه¬ای استخدام می¬شود و مورد توجه ارباب خود که زن دیوانه¬اش را پنهان کرده بود، قرار می¬گیرد. دختر هنگامی که تصمیم به ازدواج با او می¬گیرد، از همه چیز آگاه می¬شود، از خانه می¬گریزد و با حوادثی تازه روبرو می¬گردد. داستان غم¬انگیز جین ایر نام شارلوت را بر زبانها انداخت و کتاب اگنیس گری Agnes Grey را که خواهرش «آن» نوشته و منتشر کرده بود، تحت¬الشعاع قرار داد. «آن» کتاب دیگری به نام مستأجر وایلدفل هال The Tenant of Wildfell Hall در سه جلد در 1848 انتشار داد و سال بعد درگذشت. شارلوت درحین پیروزی، زندگی دردناکی را آغاز کرد. مدت دو سال با مرگ برادر و خواهران روبرو شد و به کلی تنها ماند و برای تسکین درد به کار شدید روی آورد. در 1849 کتاب شرلی Shirley را در سه جلد انتشار داد که گرچه از داستان جین ایر پیروزی کمتری به دست آورد، بسیار جالب توجه بود و جنبه¬های دیگری از شخصیت نویسنده را آشکار می¬ساخت. کتاب در زمینه حادثه پرغوغای عصیان کارگران نساجی یورکشایر Yorkshire، داستان عشقی پرجاذبه را نقل می¬کند. شارلوت پس از آن به داستانهایی روی آورد که جنبه زندگینامه شخصی داشت، از جمله داستان ویلت Villette در سه جلد به سال 1853 که خاطراتی است از سفر او به بروکسل و شاهکار وی به شمار می¬آید. شارلوت در 1854 با معاون پدرش ازدواج کرد و پس از آن یک سال بر اثر بیماری سل درگذشت<a href="http://www.ketabnews.com/detail-339-fa-1.html">.*</a><br />
.........................................................</p>

<p>رمانی از شارلوت برونته (1) (1816-1855)، نویسنده انگلیسی، که در 1847 با نام مستعار کارر بل (2) منتشر شد. جین ایر بسیار زود پدر و مادرش را از دست می‌دهد و پس از آنکه ایام کودکی را در پرورشگاه دلگیر لوود (3) سپری می‌کند، با سمت مربی به خانه روچستر (4) می‌رود. برازندگی‌اش موجب می‌شود که توجه آقای خانه را به خود جلب کند و مورد احترام و اعتماد او قرار گیرد. آقای روچستر پس از اندک زمانی شیفته جین می‌شود. ولی جین، درست وقتی که می‌خواهد با او ازدواج کند، متوجه می‌شود که او پیش‌تر ازدواج کرده است و همسرش دیوانه است و روچستر او را در همان خانه مخفی کرده است. روچستر از جین درخواست می‌کند که همراه او بگریزد، اما مربی جوان از این کشف وحشتناک دل‌شکسته شده است. جین،‌ که در کار خود درمانده است، به تنهایی از آنجا می‌گریزد. او را بی‌هوش بر زمینی بایر می‌یابند. کشیش ریورز (5) و دو خواهرش جین را به خانه خود می‌برند و از او مراقبت می‌کنند. جین قصد دارد با کشیش ازدواج کند تا اینکه شبی به نظرش می‌آید که صدای روچستر را شنیده است. خبر می‌یابد که روچستر، چون می‌خواسته است همسرش را از میان آتشی که آن زن خود افروخته بود نجات دهد، بینایی‌اش را از دست داده است. پس، نزد او بازمی‌گردد و قبول می‌کند که با او ازدواج کند. این نخستین رمان شارلوت برونته همزمان با آگنس گری (6)، اثر خواهرش آن (7)، و بلندیهای بادگیر اثر امیلی به چاپ رسید. موفقیت این رمان چندان زیاد بود که اثر امیلی، با آنکه بدیع‌تر و پرقدرت‌تر بود، در آن زمان تقریباً نادیده گرفته شد. این محبوبیت به سبب جنبه ملودرامی آن و جستجوی تقریباً بیمارگونه هیجان و تأثر بود. با این حال،‌جین ایر محاسن بسیار دارد. همه شخصیتها با برجستگی تمام نشان داده شده‌اند و تحلیل عشق جین از هر نظر قابل توجه است.</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>چرم ساغری</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/05/post-44.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.647</id>

    <published>2009-05-20T08:34:16Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:09:51Z</updated>

    <summary>&quot;چرم ساغری&quot; نوشته &quot; اونوره دو بالزاک&quot; ، ترجمه &quot; محمود اعتماد زاده&quot; از نشر ناهید، حاوی 461 صفحه و به قیمت 6500 تومان. اونوره دوبالزاک در سال 1799 در شهر &quot;تور&quot; فرانسه به دنیا آمد.او پس از چند سال...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="محموداعتمادزاده" label="محمود اعتمادزاده" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="اونورهدوبالزاک" label="اونوره دو بالزاک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>"چرم ساغری" نوشته " اونوره دو بالزاک" ، ترجمه " محمود اعتماد زاده" از نشر ناهید، حاوی 461 صفحه و  به قیمت 6500 تومان.</p>

<p>اونوره دوبالزاک در سال 1799 در شهر "تور" فرانسه به دنیا آمد.او پس از چند سال که در مدرسه درس خواند،در پاریس وارد دفتر وکالت یکی از وکلا شد،اما سه سال بعد پس از آنکه در امتحانات قبول شد،وقتی که به او پیشنهاد شد که کار وکالت را بپذیرد از قبول آن سر باز زد و با گرفتن پول از پدر،دنبال ادبیات رفت و با کمال جدیت شروع به نوشتن کرد. بزودی در عرض ۴ سال بالزاک پنجاه رمان با نامهای مستعار به تنهایی یا با همکاری دیگران نوشت که بیشتر آنان سوژه تاریخی داشت،اما هیچکدام از این رمانها پولی که با آن زندگی خود را بگذراند،برای او فراهم نیاورد. در این موقع او مقدار زیادی قرض بالا آورده بود و برای اینکه از دست طلبکارانش خلاص شود با کوششی خستگی ناپذیر کتاب بزرگ " کمدی انسانی " را نوشت که از بزرگترین کارهای ادبی جهان محسوب می شود. بالزاک در کلیه ی آثارش کوشیده آنچه را که دیده و شنیده و آنچه را که در دنیای خارج و حقیقت وجود دارد عیناً روی کاغذ نقاشی کند و اینها را در کتاب معروف خود " چرم ساغری " به اوج رسانده است.<br />
بالزاک خط سیر نویسندگی را در قرن نوزدهم تغییر داد و با آنکه منتقدان او را جزو رمانتیک ها به حساب می آورند، اما در واقع نویسنده ای رئالیست است.<br />
از آثار او میتوان: "دختری زرین چشم"، "بابا گوریو"، " زنبق دره" ، "چرم ساغری"، آرزوهای برباد رفته"، "دهقانان" را نام برد. وی در سال 1850 درگذشت.<a href="http://gajamoo.net/1387/10/25/honore-de-balzac-franch-paris/">*</a></p>

<p><br />
............................................................</p>

<p>چرم ساغری[La Peau de chagrin] این رمان کوتاه انوره دو بالزاک (1799-1850)،‌ نویسنده فرانسوی،‌ متعلق به دوره آغاز آفرینندگی ادبی حقیقی اوست. وی یک سال پیش از آن ، ‌نخستین« صحنه‌های زندگی خصوصی» را فراهم آورده بود. او با چرم ساغری، ‌که به سال 1831 انتشار یافت، ‌رشته قصه‌هایی را آغاز می‌کرد که بعداً مجموعه کمدی انسانی جایگاه ویژه‌ای به نام « بررسیهای فلسفی» یافت. مارکی جوانی به نام رافائل دو والانتین، که یتیم و سخت تنگدست مانده است،‌ دستخوش وسوسه اثر بزرگی است که مایه امید و تسلای خاطر اوست: این وسوسه نگارش «نظریه اراده» است که اثری بدیع و مبهم، و مانند خود ماجرای داستان ملهم از مسمریسم و علوم خفیه است. ولی چون از وسعت کار نومید می‌شود می‌خواهد خودکشی کند. در این هنگام با شخصیت عجیب نیمه عتیقه فروش و نیمه جادوگری ملاقات می‌کند. این شخص تکه‌ای چرم ساغری به او هدیه می‌کند که دارای قدرت برآوردن کلیه آمال و همه آرزوهای کسی است که آن را در اختیار داشته باشد. منتها در پی هر آرزویی که برآورده می‌شود سطح جرم کاهش می‌یابد و از عمر صاحب خود که تکه چرم نماد آن است می‌کاهد. رافائل سخت توانگر می‌شود، با همه رازها و خوشیهای زندگی آسوده آشنا می‌گردد، اما یک سال بعد در پی سلسله ماجراهای پرآشوبی در می‌گذرد. بدین ترتیب، ‌طرح رمان بسیار ساده است،‌ ولی همان سادگی، خود چندان قانع کننده نیست. با این همه، ‌بالزاک در این قصه داستان پرداز فوق العاده‌ای جلوه‌گر می‌شود، او از راز تأثیرگذاری در خواننده آگاه است،‌ می‌تواند او را به چنین داستان دور از حقیقت و حوادث بی‌شماری که مولود آن است دلبسته گرداند. چرم ساغری نه واقعاً یک رمان،‌ بلکه حکایتی است نیمه فلسفی، ‌نیمه خیالی و تا حدی یادآور شیوه کار هوفمان است که تأثیر بسیار عظیمی در «بررسی های فلسفی» گذاشته است. ولی نظریه بالزاک در سر تا سر کتاب کمی بیش از اندازه واضح و نیز کمی بیش از حد ساده لوحانه است. بالزاک به گونه‌ای تقدیر و موجبیت مطلق موجود انسانی اعتقاد دارد. وقتی که دست این تقدیر را در موجبیت اجتماعی نشان می‌دهد، ‌به عظمتی حقیقی دست می‌یابد، ‌زیرا نظریه‌های او هر قدر محل چون و چرا باشد، ‌باز بر پایه بسیار مستحکم مشاهده‌ استوار است. توجه او در این کتاب معطوف به این نکته است که تضاد موجود بین تدبیر و تقدیر انسان را روشن گرداند. اگر انسان مهار کار خود را به دست تقدیر رها کند و به رفاه مادی برسد،‌ چنان که قهرمانش رسید، ‌در عوض تقدیر در قلمرو اخلاقی ارمغانی جز مسکنت و دلهره ندارد. پایان اندوه بار رافائل این نکته را به خوبی روشن می‌سازد. اما در میان آرزوهایی که والانتن در سر می‌پرورد آرزویی هم هست که پیامد شومی ندارد و از عمرش نمی‌کاهد و آن وصال دختر جوانی است به نام پولین. چرا که عشق دو جانبه نیرومندتر از تقدیر است، و پیش از آن که آرزوی خود را بر زبان آورد، ‌عشق حاصل بوده است.مدتها بود که پولین هم،‌ بی‌آنکه او بداند، دوستش می‌داشته است. <br />
  با همه خصوصیت ساده لوحانه، نظریه‌ای که بالزاک در این کتاب مطرح می‌کند، ‌باید پذیرفت که چرم ساغری داستانی است که به طرز ستایش انگیزی به پایان می‌رسد و سخت جذاب است. این داستان در شمار شناخته‌ترین و پرخواننده‌ترین آثار بالزاک است . چرا که نویسنده در این اثر، ‌مانند بیشتر آثار خود، ‌می‌تواند واقعیت و خیال را به طرز ستایش انگیزی به هم بیامیزد و رغبت و کنجکاوی خواننده را تا پایان برانگیزد. این اثر، ‌که نسبت به داستان «لوئی لامبر» روح و دلنشینی کمتری دارد و کمتر از« جستجوی مطلق» شگفت انگیز و دلهره انگیز است،‌ با دو رمان پیشین یکی از آثار عمده « بررسی های فلسفی» است که بالزاک در آنها از واقع گرایی دور شده و غالباً با ناشیگری، ‌ولی با برانگیختن شوق و علاقه خواننده، سعی کرده که موضوعات عقیدتی را که اساس اثر اوست روشن گرداند.<br />
پيام اصلي داستان اين است كه رافائل در جايي كه بايد آرزو كند، آرزو نمي‌كند، اما هرگاه آرزو مي‌كند، آرزوهايش بسيار حقير و نا چيز است. روزي پيمانه‌ي آرزوي او پر مي‌شود و با زايل شدن چرم مرگ رافائل فرا مي رسد. بدين صورت او مهمترين سرمايه اش را در برابر هيچ مي فروشد و در عشق آرزوهايي كه چندان ارزشي ندارد، عمرش را فدا مي‌كند.</p>

<p><br />
<a href="http://www.4shared.com/file/95986950/5c3f3ce6/Charme_Saghari_Full_Book_.html">دانلود کتاب</a><br />
<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Honor%C3%A9_de_Balzac">Honoré de Balzac</a><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>منسفیلد پارک</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/05/post-43.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.645</id>

    <published>2009-05-16T09:42:29Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:10:16Z</updated>

    <summary>&quot; منسفیلد پارک&quot;، نوشته جین آستین، ترجمه رضا رضایی، نشر نی، به قیمت 6500 تومان. جین آستین چنان مقامی در ادبیات انگلیسی‌زبان یافته است که اکثر مورخان تاریخ ادبیات و منتقدان، معتقدند مقامی را در نثر دارد که شکسپیر در...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="جینآستین" label="جین آستین" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="رضارضایی" label="رضا رضایی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p><em><strong>" منسفیلد پارک"، نوشته جین آستین، ترجمه رضا رضایی، نشر نی، به قیمت 6500 تومان.</strong></em></p>

<p>جین آستین چنان مقامی در ادبیات انگلیسی‌زبان یافته است که اکثر مورخان تاریخ ادبیات و منتقدان، معتقدند مقامی را در نثر دارد که شکسپیر در درام داشت. او در دوره‌ای می‌زیست که طبقه‌ی متوسط در انگلستان رو به رشد و شکوفایی بود. انگلستان ارباب جهان بود و از طریق مستعمرات مواد خام، و ثروت به سمت انگلستان سرازیر می‌شد. طبقه‌ی نوکیسه‌ای شکل گرفته بود که بسیاری از ارزش‌های جامعه‌ی قدیمی را از بین می‌برد و ارزش‌های جدیدی را جایگزین می‌کرد. در زمینه‌ی تاریخی هم کسانی مانند ادوارد سعید درباره‌‌ی اهمیت تاریخی رمان جین آستین زیاد صحبت کرده‌اند. به طوری که می‌توان از لابه‌لای این رمان‌ها که جعل هستند و ساخته‌ی ذهن نویسنده‌اند، به تاریخ آن زمان انگلستان و مناسبات اجتماعی پی برد. یکی از منابع مستند مورخان اجتماعی یا کسانی که راجع به استعمار انگلستان تحقیق می‌کنند، اثر جین آستین است و کسانی که در آن دوره رمان نوشته‌اند. تا قبل از جین آستین رمان در انگلستان در فضایی گوتیک نوشته می‌شد یعنی داستان‌های هراس‌انگیز، ترسناک همراه با تعلیق و دلهره و نویسندگان علاوه بر این‌که مضمون گوتیک را به استخدام می‌گرفتند، عمدتاً نثری «شاعرانه» داشتند و نوعی روحیه‌ی رمانتیک بر آثارشان حاکم بود. یعنی هنوز رمان با آن رمانسی که می‌شناسیم، کاملا تصفیه حساب نکرده بود. اما جین آستین انگار سر این مرز ایستاده است و دوره‌ی رمان گوتیک که دنباله‌ی رمانس شهسواری یا رمانس‌های عاشقانه‌ی قبلی است، در زمان او به سر می‌آید. <a href="http://www.khabgard.com/?id=-7136683">* </a></p>

<p>...................................................................</p>

<p>سرتامس برترام برای کمک به زن برادرش، که درگیر عسرت بزرگی شده است، دختر برادرش، فانی پرایس، را نزد خود می آورد و در کنار فرزندان خود تام، ادموند، ماری و جولی بزرگ میکند. غم و رنج فانی به علت جدا شدن از خانواده خیلی زود، بر اثر محبی که دومین پسر عمویش ادموند به او ابراز میدارد، تحفیف می یابد. سالها سپری میشود و وضعیت مالی سربرترام دیگر چون گذشته شکوفا نیست و او مجبور میشود که برای کار مدتی طولانی به هند سفر کند. در غیاب او، ماری با آقای راشوورث نامزد میشود که جوانی ثروتمند اما بی ارزش است و در حوالی منسفیلد، محل زندگی خانواده برترام، ملکی دارد. خواهر زن و برادر زن کشیش محل، مری و هنری کرافورد، نزد او می آیند و ادموند شیفته مری میشود. فانی، که محبتش به پسر عمو به احساسی عمیق تر تبدیل شده است، بسیار اندوهگین میشود در حالی که ماری، اگر چه نامزد دارد به دعوتهای هنری پاسخ میدهد. بازگشت آقای برترام به بسیاری از این وقایع سر و سامان میدهد. ماری با راشوورث ازدواج میکند و هنری، که پس از مدتی غیبت به دهکده بازگشته است، متوجه فانی میشود و از او تقاضای ازدواج میکند. اما فانی با توجه به مخالفت کامل عمو به او جواب رد میدهد. وقایع، یکی پس از دیگری به سرعت روی میدهد. ماری با هنری فرار میکند و ج ولی همراه عاشقی نایابت ه نام آقای ییتس خانه را ترک میکند. رفتار مری در این حالت چشمان ادموند را باز میکند. او سرانجام به اشتباه خود پی میبرد و آرامش را در کنار فانی میجوید و شیفته او میشود و با وی ازدواج میکند. این نخستین رمانی است که جین آوستین پس از سکوتی طولانی نوشته است. نوشتن این رمان در 1812 آغاز شد و در 1813 به پایان رسید. در این کثر که در دوران پختگی کامل ادبی نویسنده نوشته شده است، دیگر آن نشاط و ظرافت رمانهای نخستین دیده نمیشود. و میتوان در مورد دو اثر دیگر او، اما و اقناع، نیز که پیش از مرگ وی نوشته شده، همین نکته را متذکر شد.<br />
سبك نويسندگي جين آستين از آن بك‌هايي است كه هنوز خيلي‌ها آن را سبك واقعي رمان مي‌دانند. داستاني طولاني با ذكر همه جزئيات و توصيف دقيق همه شخصيت‌ها و افكار و احساسات‌شان با اين تفاوت كه اين رمان از نوع كتاب‌هاي بازاري نيست كه فاقد ارزش‌هاي ادبي باشد.  تنها نكته‌اش اين است كه به سبك آثار قرن نوزدهم يعني رمان‌هاي كلاسيك نوشته شده است. جین آستين زنی است که نوشتن را جدی گرفته و همین باعث ماندگاری نام او در تاریخ ادبیات جهان شده است<br />
جین آستین قبل از اینکه هر اثرش را منتشر کند، بارها درآن دست می‌برد و بازنویسی‌شان می‌کرد. می‌گویند او زنی منزوی و گوشه‌گیر بود و بیشتر وقتش را به نوشتن می‌گذراند. منتقدان درباره او معتقد به وجود نبوغی دووجهی هستند؛ هم طنز قدرتمندی داشت و هم اخلاقیات و روحیات آدم‌ها را خوب می‌شناخت. اگر رمان‌های آستین را بخوانید این ویژگی‌ها را در آنها پیدا می‌کنید. او درباره زندگی اجتماعی و خانوادگی می‌نویسد. در واقع، کارش شبیه یک ناظر بیرونی است که با سرک کشیدن به محیط خصوصی و افکار و درونیات آدم‌ها، درباره آنها قضاوت می‌کند و نظر می‌دهد.<br />
منسفیلد پارک» در سال1814 چاپ شد و به خاطر شهرتی که جین آستین قبلا با انتشار 2 کتاب «عقل و احساس» و «غرور و تعصب» پیدا کرده بود، به سرعت به فروش رفت. بسیاری از منتقدان، منسفیلد پارک را متفاوت با سایر آثار جین آستین دانسته‌اند. خوانندگان آثار او هم با خواندن آن متعجب شده‌اند. این کتاب از کتاب‌های دیگر آستین مدرن‌تر است و شاید به خاطر همین است که با سایر آثار او متفاوت است.در این رمان، آداب و رسوم و مراوده‌های اجتماعی در بسیاری از موارد با اصول اخلاقی در تعارض قرار می‌گیرند. آدم‌ها هم در این رمان 2 دسته‌اند؛ دسته‌ای از امیال و خواسته‌هایشان تبعیت می‌کنند و دسته‌ای دیگر به وظایف خود پایبند می‌مانند. این اتفاقی است که در بیشتر رمان‌های معاصر هم می‌افتد</p>

<p>پ.ن.1 : <a href="http://hamshahrionline.ir/News/?id=38527">همشهری آنلاین</a><br />
پ.ن.2: <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Jane_Austen">جین آستین</a><br />
پ.ن.3: <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Mansfield_Park_(novel)">منسفیلد پارک</a><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>دوبلینیها</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/05/post-42.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.639</id>

    <published>2009-05-10T10:46:33Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:10:20Z</updated>

    <summary>دوبلینی ها، نوشته &quot; جیمز جویس&quot;، ترجمه &quot;صالح حسینی&quot; و &quot; محمد علی صفریان&quot;، 152 صفحه، از نشر نیلوفر، به قیمت 5500 تومان. جیمز آگوستین آلوی سیوس جویس در سال ۱۸۸۲ در ایرلند ، در خانواده اشرافی رو به زوالی...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="محمدعلیصفریان" label="محمد علی صفریان" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="جیمزجویس" label="جیمز جویس" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="صالححسینی" label="صالح حسینی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>دوبلینی ها، نوشته " جیمز جویس"، ترجمه "صالح حسینی" و " محمد علی صفریان"، 152 صفحه، از نشر نیلوفر، به قیمت 5500 تومان.</p>

<p><br />
جیمز آگوستین آلوی سیوس جویس در سال ۱۸۸۲ در ایرلند ، در خانواده اشرافی رو به زوالی چشم به جهان گشود. در سال تولد او، اروپا در وضعیت سیاسی مطلوبی نبود و جویس در چنین شرایطی پا به عرصه خانواده پرجمعیت دوازده نفری خود گذاشت. پدر جویس کارهای زیادی را تجربه کرد ولی سرانجام مأمور مالیات شد . دو عامل بزرگ از عوامل مؤثر در اندیشه او مذهب کاتولیک مادرش و میهن‌پرستی پدرش بود. در سال ۱۹۱۲ برای همیشه از ایرلند رفت ، ولی هرگز از چیزی به جز ایرلند ننوشت. از مذهبش برگشت ، اما وقتی از او می‌پرسیدند ، آیا جانشینی برایش یافته است ، پاسخ می‌داد:"ایمانم را از دست داده‌ام ، عقلم را که از دست نداده‌ام." مراحل رشد هنری او نمودار سیر تکاملی داستالن‌نویسی قرن بیستم بود. مجموعه داستان دوبلینی‌ها(۱۹۱۴) به شیوه ناتورالیسم درآمد. جویس وقت نوشتن «دوبلینی‌ها» به همسرش گفت می‌خواهد برای هموطنانش وجدان خلق کند و هنگام خواندن دوبلینی‌ها می‌بینیم که بیراه هم نمی‌گفته. داستان‌ها همه در مورد زندگی‌ اهالی دوبلین است. مردمی که دچار تعصب و خشک مذهبی هستند و از آن جا که مذهب‌شان نتوانسته به طور طبیعی به نیازهای روحی‌شان پاسخ دهد، تبدیل به آدم‌هایی منزوی، سرخورده و اغلب دغل‌باز شده‌اند. <a href="http://1pezeshk.com/archives/2006/02/post_201.html">*</a></p>

<p>..............................................................................</p>

<p>دوبلینیها [Duvliners]. مجموعه داستان¬های کوتاه جیمز جویس(1)  (1882-1941)، نویسنده¬ی ایرلندی، که در 1914 انتشار یافت. این نخستین کتابی است که، پس از انتشار اشعار دوران جوانی وی تحت عنوان موسیقی مجلسی (1907)، او را به مردم شناساند. جویس با این داستانهای کوتاه، که به هنگام اقامت در شهر تریست(2) نوشته است، شهرتی به دست آورد. نویسنده چند نمونه از مردم شهر دوبلین را در این کتاب معرفی و برخی از جنبه¬های قراردادی طبیعت انسانی را به آنها نسبت می¬دهد. موضع ادبی جویس آشکارا واقع گرایانه است. لکن این واقع گرایی روان شناختی، عینی بودن خود را از بررسی دقیق دنیای درون انسان حاصل می¬کند. علاوه بر این جویس در این کتاب، خود را یکی از عمیق¬ترین ناظران زندگی بورژواهای عصر خود معرفی می¬کند. بعضی از داستانهای وی، چاره ¬ناپذیری دردآور فضای پرتشویشی را نمایان می¬سازد که جامعه¬ی ایرلندی در آن می¬زیسته است. درتمام آثار این نویسنده، با وجود نقاب طنز و شکاکیت، برخی از جنبه¬های دردناک خاص ایرلندیها به طرزنمایانی نشان داده شده است. لکن در کتاب دوبلینیها است که این تلخکامی پنهان، با صداقت بیشتری بیان شده است. این موضوع به ویژه در داستان «مطابقتها» کاملاً هویداست؛ و آن شرح حال کارمند تنبل و بی‌کاره¬ای است که غرق در قرض است و همواره در یک قدمی اخراج از اداره به سر می¬برد؛ ولی عیاشی و خوش باشی در نظرش همه¬ی بدبختیها را جبران می¬کند. داستان با بازگشت این شخص به کانون خانواده¬اش پایان می¬پذیرد:<br />
او برای فراموش کردن درد و رنج خویش، کودکانش را- در زمانی مادرشان به کلیسا رفته است- کتک می¬زند. سطور پایانی داستان با آهنگ ضربه¬های کتک هم‌وزن می¬شود و این شیوه¬ای است که جویس در آثار بعدی خود نیز از آن استفاده می کند.<br />
 <br />
در داستان «مردگان»، که آخرین داستان کتاب است، سخن از نوعی کنش و شهود روان شناختی بسیار ظریف در میان است؛ به این معنی که نویسنده در اندرون پریشان زنی فرو می¬رود و در اثنای اظهار میل بی‌تابانه¬ی شوهرش، به یاد مردی افتاده است که او را دوست می¬داشته و به تازگی از دنیا رفته است. این مرد مرده مانع از آن است که زن به میل شوهرش پاسخ دهد، زیرا تنها مردی است که هر گونه حسادت به او بیهوده است و هیچ کاری بر ضد او نمی‌توان کرد. سایر داستانهای کتاب سرشار از روایح دریایی دوبلین است؛ «دوبلین عزیر و کثیفی» که جویس آن همه دوست داشت.<br />
"دوبلینی‌ها" مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه جیمز جویس است که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۱۴ میلادی منتشر شد. این مجموعه حدود ۱۴ داستان را در بر می‌گیرد و نویسنده در آن به مسایلی نظیر تاریخ ایرلند، زندگی انسان‌ها و وقایعی چون مرگ، عشق، زندگی و ترس پرداخته است<br />
شخصیت‌های این کتاب که به عقیده منتقدان از شاخص‌ترین آثار جویس محسوب می‌شود، برخواسته از طبقه متوسط جامعه ایرلند هستند. جویس از بیشتر این شخصیت‌ها در رمان خود به نام «اولیس» بهره جسته است</p>

<p><em>اسامی داستان‌های کوتاه:</em></p>

<p>• خواهرها: کشیش فلین می‌میرد و پسر جوان که همراه با خانواده‌اش برای مراسم ختم او آمده‌اند یاد خاطرات و کارهای کشیش می‌افتد... <br />
• برخورد: یک بچه از مدرسه بیرون می‌ورد... <br />
• عربی: پسری عاشق دختری در محله‌شان می‌شود، او به بازار عربی می‌رود تا برای دختر هدیه‌ای بخرد... <br />
• اولین: دختری خانواده‌اش را ترک می‌کند تا همراهی با ملوانی برود... <br />
• همتایان: <br />
• پس از مسابقه: مردی با دوست و همدرسه‌ای قدیمی خود روبرو می‌شود... <br />
• دو زن‌نواز: دو مرد زنی را دنبال می‌کنند تا با او طرح دوستی بریزند... <br />
• ابری کوچک: مردی همراه با دوست قدیمی‌اش مشغول خوردن ناهار است و به یاد آرزوهایی که داشته بود.. <br />
• یک روز در ستاد انتخابات: کارکنان یک ستاد انتخاباتی دور هم جمع شده‌اند و از پارنل از رهبران مبارزات ایرلند یاد می‌کننند... <br />
• گل <br />
• پانسیون <br />
• یک حادثهٔ دردناک <br />
• مردگان </p>

<p>- <a href="http://massihnorouzi61.blogfa.com/post-7.aspx">زندگی نامه جیمز جویس</a><br />
- فرهنگ آثار- جلد سوم</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>دکتر ژیواگو</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/04/post-41.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.629</id>

    <published>2009-04-25T08:23:59Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:10:25Z</updated>

    <summary>دکتر ژیواگو، نوشته &quot;پاریس لئونیدوویچ پاسترناک &quot; ، ترجمه &quot; کامران بهمنی&quot;، از نشر واژه به قیمت 1000 تومان. رمانی از بوریس لئونیدوویچ پاسترناک، نویسنده روس. این رمان داستان زندگی یک پزشک روسی به نام یوری آندریویچ ژیواگو است. نویسنده...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="کامرانبهمنی" label="کامران بهمنی" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="پاریسلئونیدوویچپاسترناک" label="پاریس لئونیدوویچ پاسترناک" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>دکتر ژیواگو، نوشته "پاریس لئونیدوویچ پاسترناک " ، ترجمه " کامران بهمنی"، از نشر واژه به قیمت 1000 تومان.</p>

<p>رمانی از بوریس لئونیدوویچ پاسترناک، نویسنده روس. این رمان داستان زندگی یک پزشک روسی به نام یوری آندریویچ ژیواگو است. نویسنده از اینکه قهرمان داستان چند سال پیش از قرن بیستم به دنیا آمده و تحصیلات پزشکی را در دوران جنگ جهانی اول تمام کرده است استفاده میکند تا تصاویر پر قدرتی از زندگی روسیه در دورانهای مختلف به دست دهد: پیش از 1914 و در زمان جنگ، سپس در دورانی که انقلاب شروع شد، و سرانجام، در طول جنگ داخلی و پس از آن. نکته عجیب این است که تمام شخصیت های این رمان در دورانهای مختلف با یکدیگر برخورد میکنند بی آنکه یکدیگر را بشناسند. مثلا ژیواگو هنوز به دبیرستان میرود که ، در نتیجه وضعیتی اتفاقی با همسر آینده خود، تونیا گرومکو، بر بستر مادر او برخورد میکند. برخوردی اتفاقی که به هیچ روی در سیر سرنوشت آنان تاثیری ندارد. پس از انقلاب 1917، هنگامی که دکتر ژیواگو نخستین بار به مسکو باز میگردد( پیشانی اش زخمی شده است و هفته های نقاهت را در شهرستان گذرانده است)، سرایدارشان مارکل از او استقبال میکند. هم اوست که چند سال بعد، در آپارتمان خانواده ژیواگو، به نظم و ترتیب امور میپردازد و دختر پنج ساله اش مارینا، که در آینده معشوقه دکتر ژیواگو خواهد شد ، با پدر همراه است. شخصیتهای فرعی رمان ظاهر میشوند، بر سر راه قهرمانان اصلی قرار میگیرند و سپس ناپدید میشوند تا مدتی بعد دوباره پیدا شوند و نقشی مهم تر به عهده گیرند. این شیوه نیازمند آن است که خواننده همواره به حافظه اش فشار آورد. برای درک درست پیوستگی و روابط رمان، باید آن را یکسره خواند. و این کار در مورد اثری متشکل از ششصد صفحه متن فشرده بسی دشوار است. </p>

<p>نویسنده نوجوانی یوری ژیواگو ، و به موازات آن، نوجوانی همسر اینده اش، تونیا گرومکو، را به تفصیل شرح میدهد و همین به او امکان میدهد تا قیام 1905 را به شکلی موثر تجسم بخشد. پس از آن، تصویرهای جنگ که بسیار بی پیرایه و خالی از هرگونه تصنع است و سرانجام تصویرهای انقلاب 1917، سالهای گرسنگی، ازدواج دکتر ژیواگو و فرار او و همسرش به سیبری. پس از چند ماه زندگی تقریبا طبیعی، یوری ژیواگو که از بی عملی خود خسته است، به کتابخانه شهر همسایه میرود و به طور مداوم به کتابخانه شهرداری محل خود نیز مراجعه میکند. در آنجا به لاریسا آنتیپووا، که هنگام جنگ با او آشنا شده بود، رو به رو میشود. لاریسا در آن زمان در جستجوی نشانی از شوهرش پاول آنتیپوف بود که در پی یک حمله ناپدید شده بود.دکتر ژیواگو معشوق لاریسا میشود. این وضعیت نادرست بر او سنگینی میکند و تصمیم میگیرد همه چیز را نزد همسرش که هنوز دوستش دارد اعتراف کند. اما همان شبی که این تصمیم را میگرد، در حاشیه جنگل توسط یک گروهان پارتیزان متوقف میشود و دستور می یابد که آنها را تا قرارگاهشان در داخل جنگل دنبال کند و از آنجا به جنگ با دسته های "سفید" متعلق به دریاسالار کولچاک بروند.رهبر پارتیزانها، که او را استرلنیکوف مینامند، همان پاول آنتیپوف، افسر گم شده و همسر معشوقه دکتر ژیواگو است. اما پاول بعدها این را خواهد فهمید. ژیواگو پس از آنکه چندین ماه نزد پارتیزانها میماند، و پاسترناک به این مناسبت خواستهای نامشروع و شکنجه هایی را که سفیدها مرتکب میشدند به شکلی گله آمیز بیان میکند، به مسکو باز میگردد.اما نمیتواند خانواده اش را که که به نام عناصر ضد شوروی به خارج از کشور رانده اند و آنها در پاریس مستفر شده اند، را ببیند. ژیواگو موفق میشود که برای طبابت استخدام شود و امیدوار است که بدین ترتیب بواند خانواده اش را بازگرداند. یا اجازه یابد که به آنها ملحق شود. او در حال حاضر با دختر مارکل سرایدار سابقش زندگی میکند که مارینا شچاپووا نام دارد و به راستی ژیواگو را میپرستد.از آن سو، تونیا ژیواگو برای گرفتن اجازه بازگشت به روسیه اقدامات متعددی به عمل می آورد. متاسفانه سرانجام هنگامی به مسکو باز میگردد که شوهرش در پی یک جمله قلبی در گذشته است.<br />
..............................................<br />
در فوریه ۱۸۹۰ در خانواده «لئانید لسیپویچ پاسترناک» - آكادمیسین نقاشی، استاد دانشكده نقاشی، معماری و مجسمه‌سازی- و «رزا ایزیدرونا كاوفمان»- پیانیست مشهور- پسری متولد شد كه نامش را باریس (بوریس) گذاشتند. بوریس در سال ۱۹۰۶ تحصیلات متوسطه را به پایان رسانید و در سال ۱۹۰۹ برای تحصیل فلسفه وارد دانشكدهٔ فلسفه و تاریخ دانشگاه مسكو شد. در سال ۱۹۱۲ برای تكمیل دانش فلسفی راهی ماربورگ آلمان شد. یكسال بعد، پاسترناک به فلسفه بی‌علاقه می‌شود و فعالیت ادبی خود را آغاز می‌كند. آشنایی او با نمایندگان برجسته سمبلیسم و فوتوریسم، از جمله ولادیمیر مایاکوفسکی زمینه ساز چاپ پنج شعر در سال‌نامه «لیریكا» می شود.از سال ۱۹۱۴ كه اولین كتاب شعر پاسترناک به نام «توأمان در ابرها» چاپ شد تا ۱۹۳۱ كه وی از مسكو به قفقاز مهاجرت كرد بیش از ده مجموعه شعر توسط وی منشر شد كه این قضیه باعث گردید تا در اولین كنگرهٔ نویسندگان در سال۱۹۳۴، پاسترناک بزرگ‌ترین شاعر معاصر روس معرفی گردد. البته به دلیل خودداری او از محدود شدن به موضوع‌های كارگری این تمجیدها خیلی زود جای خود را به انتقادهایی تند می‌دهد. در همین سال پاسترناک با زیناییدا «نیكلایونا نیگاوز» ازدواج می‌كند.<br />
در سال ۱۹۴۱، با آغاز جنگ جهانی دوم پاسترناک به شهر چیستاپل نقل مكان می‌كند. در این زمان به نوشتن اشعار میهن‌پرستانه مثل «قصه ترسناک» و «پاسگاه مرزی» می‌پردازد و به عنوان خبرنگار نظامی داوطلبانه به جبهه اعزام می‌شود.در سال ۱۹۴۶ پاسترناک كار بر روی شاهكار خود یعنی رمان دكتر ژیواگو را آغاز می كند. این كتاب در سال ۱۹۵۷ در ایتالیا چاپ می شود و باعث می شود كه جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۸ نصیب پاسترناک شود، هرچند به دلیل واكنش تند حكومت وی از بیم طرد شدن از میهن از دریافت جایزه نوبل خودداری می‌كند.<br />
( منبع: ویکی پدیا)<br />
................................................</p>

<p>مشاجره های شدیدی که دادن جایزه نوبل 1958 به پاسترناک برانگیخت، کمکی به تشریح مفهوم واقعی این کتاب نکرده است. در دکتر ژیواگو، بنا به نظر هر یک از دو طرف متخاصم، حمله منظم به رژیم ک.م.ن.ی.س.ت تحسین یا تقبیح شده است. اما پاسترناک خود همواره ابراز کرده است که مقصودش نوشتن رمانی هجایی بوده است. پاسترناک در ابتدا قصد داشته است که رمانی واقعی بنویسد و این بدان معنی است که اثر او تنها بازتاب یک مشغولیت ذهنی نیست و همه سخنانی را که از زبان قهرمانانش ابراز میشود، نباید بیان نهایی اندیشه او به شمار آورد. پاسترناک سخت فردگراست. همه شخصیتهایش آزاد و متضاد و دوگانه اند. آنها از جنبشهای بزرگ تاریخی میگذرند بی آنکه عمیقا تغییری در ایشان به وجود آید. اعمال ابدی انسانها، چون عشق و ترحم و رنج، همواره در زندگی شان بیش از افسانه های جمعی اهمیت دارد و بالاخره اینکه با هر توصیف صرفا اجتماعی آشتی ناپذیرند. *</p>

<p></p>

<p>قسمت * دار: برگرفته از "فرهنگ آثار جلد سوم"<br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

<entry>
    <title>دوئل</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://cafe-canape.sunjoon.com/archives/2009/04/post-40.html" />
    <id>tag:cafe-canape.sunjoon.com,2009://2.615</id>

    <published>2009-04-14T03:02:48Z</published>
    <updated>2010-01-10T11:10:29Z</updated>

    <summary>دوئل، اثر آنتوان پاولوویچ چخوف: ترجمه احمد گلشیری، نشر نگاه، به قیمت 2500 تومان پدر بزرگش يك رعيت برده بود، اما از راه تجارت، ثروتي اندوخت و توانست آزادي خود و خانواده‌اش را بخرد. پدرش در يك دفتر بازرگاني كارمند...</summary>
    <author>
        <name>Sunjoon</name>
        <uri>http://sunjoon.com</uri>
    </author>
    
    <category term="آنتوانپاولوویچچخوف" label="آنتوان پاولوویچ چخوف" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    <category term="احمدگلشیری" label="احمد گلشیری" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#tag" />
    
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://cafe-canape.sunjoon.com/">
        <![CDATA[<p>دوئل، اثر آنتوان پاولوویچ چخوف: ترجمه احمد گلشیری، نشر نگاه، به قیمت 2500 تومان</p>

<p>پدر بزرگش يك رعيت برده بود، اما از راه تجارت، ثروتي اندوخت و توانست آزادي خود و خانواده‌اش را بخرد. پدرش در يك دفتر بازرگاني كارمند بود و پس از چندي دكان خواربار فروشي باز كرد. اما علاقه‌اش به موسيقي بيش از علاقه‌اش به حرفه‌اش بود و در نتيجه، در 1876 ورشکسته شد و خانواده اش به مسکو نقل مکان کرد اما او به قصد تمام کردن مکتب در زادگاه خود ماند.<br />
آنتون در بيست سالگي براي تحصيل در رشته‏ پزشکي به مسکو رفت و از همان زمان انتشار داستانها و طرح‏هاي طنز آميزش را با امضاهاي مستعاري نظير " برادر برادرم " و "طبيب بي‏بيمار" در نشريات آغاز کرد. مجموعه داستاني که در سال 1884 از او به چاپ رسيد آنچنان موفقيت‏ آميز از آب در آمد که او توانست حرفه‏ پزشکي را رها کند و اوقاتش را تماما به کار نوشتن اختصاص دهد.<br />
چخوف سالهاي آخر عمرش را در شهر يالتا در منطقه کريمه و دور از مسکو گذراند و پس از آنکه در سال 1897 به خونريزي ريه دچار شد، باقي عمر را در انزواي نسبي گذراند و سرانجام در 14 ژوئيه 1904 در يک آسايشگاه مسلولين در بادن وايلر آلمان درگذشت و جسدش در صومعه نوو دويچ در مسکو به خاک سپرده شد. *<br />
........................................................................</p>

<p>رمانی از آنتون پاولوویچ چخوف، نویسنده روس، که در 1897 به چاپ رسید و یکی از مشهورترین آثار او و تصویر تقریبا حقیقی آشفتگی روحی روسها در پایان قرن گذشته است. تقریبا همه شخصیت های داستان موجوداتی ضعیف اند و آرمانهایی را میجویند که خود میدانند بیرون از دسترس آنهاست و برده عادات خویش اند. داستان در شهر کوچکی در قفقاز و در کنار دریای سیاه میگذرد: لائوسکی که کارمند جوانی است خود را به این شهر منتقل کرده است تا سر و صورتی به زندگی خود که شایع شده اش میداند، بدهد.پس از فراغت از تحصیل در دانشگاه با رفیقه خود، به سفر میرود. اما به جای آنکه در صراط مستقیم بیفتد، تمام روز را در خلوت به غذا خوردن و می زدن و ورق بازی و نقل داستانهای بی سر و ته میگذراند. این لا اقل نظر فون کورن، زیست شناس آلمانی الاصل است. مردی فعال که به دشت از لائوسکی متنفر است، زیرا عقیده دارد که او به حکم قانون تنازع بقا از میان خواهد رفت. نفرت آنها از یکدیگر چنان شدید میشود که بالاخره فون کرون بهانه ای پیدا میکند تا با لائوسکی دوئل کند. شب قبل از مبارزه برای لائوسکی بدبخت فرصتی است که درباره خود به تفکر بپردازد. میبیند که گذشته اش چیزی جز بیهودگی و بی قیدی و دروغ نبوده است. ترس از مرگ میل به زندگی و زندگی بهتر را در او بیدار میکند. قبل از ترک خانه در کمال محبت زن بیچاره ای را که او قصد ترکش را داشت، میبوسد و به نظرش میرسد که زن بی نظیری است. دوئل بی نتیجه به پایان میرسد، اما لائوسکی مرگ را حس کرده است. زندگی تازه ای را شروع میکند، با رفیقه اش ازدواج میکند و سخت به کار میچسبد.<br />
لائوسکی، که یکی از شخصیت های شاخص هنر چخوف است و شباهت بسیاری به اوبلوموف، اثر گانچاروف، دارد، ضعیف است مردد، و بی آنک بخواهد بدی میکند. نفرتش از اطرافیان خود پوششی است به نفرتش از خود. برای تبرئه وجدان خود میکوشد تا به خود بقبولاند که معایبش حاصل زمان و ناشی از قانون توارث است. با این حال، نتیجه این رمان عنصر تازه ای در بدبینی چخوف وارد میکند و آن روابط بین لائوسکی و فون کورن است، که در عین دشمنی با یکدیگر هر دو دارای حسن نیت اند و این روابط  نکته مهمتر مشهود ولی اساسی را آشکار میسازد و آن عشق چخوف به قهرمانی است که خلف میکند. **</p>

<p><a href="http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100896642672">*</a>   <br />
**  فرهنگ آثار/ جلد سوم</p>

<p><a href="http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100896642672">سالشمار زندگی چخوف</a><br />
</p>]]>
        
    </content>
</entry>

</feed>
