Previous Post | Main | Next Post

ارتش سايه ها
artesh.jpg


این روزهای گرم نشستن زیر این پنکه سقفی کافه و تیکه تیک کردن هندونه های شیرین پرز دار با چنگال یه حس و حال دیگه داره. کوله ام رو انداختم روی دوشم و مثل همیشه سر از کافه مون درآوردم
- یه قاچ از اون هندونه های یخ و پرزدار. نه! بهتره یه ظرف سالاد میوه تابستونی سفارش بدم!
- شنیدم امسال نرفتی نمایشگاه
- نه! هنوز کتابهایی که از نمایشگاه 2 سال پیش خریدم توی کتابخونه ام داره خاک میخوره.
- پس ترس از عذاب وجدان تو رو نشکوند امسال نمایشگاه!
- شاید!
- حالا اونی که تو دستاته چیه؟
- کتاب " ارتش سایه ها" نوشته ژوزف کسل! از نشر گل آذین که سال 1382 منتشر شده.
- ترجمه کی هست؟
- قاسم صنعوی!
- پس باید رمان جالبی باشه! یه کم از کتاب بگو تا سالاد میوه ات حاضر بشه!

ژوزف کسل، نویسنده روسی الاصل فرانسوی، در دهم فوریه 1898 در کلارا واقع در آرژانتین زاده شد. تجره هایش، ماده اصلی آثار اولیه اش شد و یکی از آنها ( شاهان کور) در سال 1927 جایزه رمان آکادمی فرانسه را نصیب خود کرد. از آن پس، هماهنگ با زندگی مردی اهل علم و اقدام، با شتاب بیشتر به خلق آثار ادبی اش پرداخت.
براز ژوزف کسل، ادبیات عبارت از بیان ماجراهای شخصی و به تجربه درآمده است. نوشته هایش، که در آنها نویسنده حضور درد، بیان مشاهده ایش است و از اعتدال و نیروی اقناع کننده حکایت میکند. تمام نوشته های کسل که بالغ بر هشتاد جلد میرسد به نحوی کاملا طبیعی، مراحل اصلی زندگی خود او را دنبال میکند. در این مجموعه، تصویرسازی خشونت آلودی را که یادآور روسیه ی بعد از انقلاب اکتبر یا تجسم زندگی مهاجران روس پناه برده به پاریس است میتوان یافت.
رمان های کسل، یادآور علم برادری یی است که در دل جنگ یا خطر پدید می آید و فردی تنها، از آن گذر میکند یا در میان جمع با آن آشنا میشود. کتابهای او عبارت از گزارش هایی است درباره کشورهایی کم و بیش دور یا قانون شکنان.
کسل، رمان پرشور و گیرای "سپاه سایه ها" را در سال 1943 و زمانی که برای فرانسه آزاد کار میکرد نوشت. از روی این رمان نیز فیلمی به کارگردانی " ژان پی یر ملویل" در سال 1969 تهیه شده است.
ژوزف کسل در بیست و سوم ژوئیه 1979 درگذشت.
..................................................

در این کتاب تبلیغی وجود ندارد، از تخیل نیز در آن نشانی نیست. کوچک ترین جزئیات در آن دیگرگون نشده است، و هیچ کس حاصل ابداع نیست. در آن بدون ساخت و پرداخت و گاه حتی بر حسب تصادف، فقط امور واقعی، تجربه شده، از صافی گذشته، و به این ترتیب روزمره گرد آمده است. امور جاری زندگی فرانسوی. منابع متعدد و مطمئن است. در مورد سرشت ها، موقعیت هاف عریان ترین رنجها و ساده ترین شهامت ها، فقط مشکل غم انگیز انتخاب در میان بوده است. در چنین شرایطی اقدام از جمله آسان ترین کارها مینمود.
ولی در میان آثاری که در طول زندگی بالنسبه دراز ژوزف کسل، نوشته شده است، کتابی به اندازه "ارتش سایه ها" برایش زحمت نداشته است و به گفته خودش هیچ کتابی هم نیست که به اندازه این کتاب وی را ناراضی نگه داشته باشد.
طبیعی است که رعایت مسائل امنیتی نخستین مانع در نوشتن این کتاب به شمار میرفت. حقوق عظیم نهضت مقاومت، کسی را که بخواهد ماجرای آن را بدون افسانه پردازی و حتی بدون توسل به تخیل نقل کند، به زنجیر خود میکشد. بنابراین لازم بود همه چیز با وسواس آمیزترین نحو، درست باشد.
در نوشتن این رمان لازم بوده همه چیز درست باشد و در عین حال چیزی هم قابل شناسایی نباشد. به سبب وجود دشمن و خبرچین ها، میبایست چهره ها دستکاری شوند، افراد از جای خود برداشته شوند و به جایی دیگر انتقال داده شوند، حوادث با هم درآمیخته شوند. صداها خفه شوند و رشته های پیوند گسسته شوند، اسرار حمله و دفاع پنهان نگه داشته شوند. فقط امکان آزادانه سخن گفتن از مردگان، ان نیز به شرط نداشتن خانواده یا دوستانی که در معرض تهدید قرار گیرند، یا از ماجراهایی که به قدری در فرانسه شناخته شده اند که دیگر نکته ای به کسی نمی آموزند، وجود داشته است.
به گفته کسل، هرچه در این کتاب خواهید خواند بر مردم فرانسه گذشته است.
پ.ن: برگرفته از مقدمه كتاب
................................................

ارتش سايه هاي جوزف كسل جهاني بي انتهاست از روحياتي متعدد و پيچيده انسان ميل به آزادي ، عشق به فرزند – همسر – قدرت و هويت و فرهنگ ملي همگي در آن حضور دارند . ديدگاههاي متفاوتي ( از اصالت سود و فايده گرفته تا آرمانهاي اومانيستي ) در آن به مصاف يكديگر مي روند و در اين جاست كه فرانسه خلق شده توسط جوزف كسل نمايي بازسازي شده از« آرماگدون» انجيل يوحناي نبي را مجسم مي سازد . نبردي كه در روزازل ميان تمام نيروهاي خير و تمام نيروهاي شر در گرفت و نيروهاي سپيدي به مدد آذرخش خشم الهي تاريكيها و شياطين را راندند و به دوزخ پرتاب كردند و در انبوهي از افسران گشتاپو و خبر چينان و افراد جان بر كف نهضت مقاومت كه بي وقفه يكديگر را مي كشند و كشته مي شوند ما يكبار ديگر مصاف و نبرد تاريخي همان نبرد مقدس را مي بينيم ، نبردي كه همزمان در دنياي دروني تمامي اين انسانهاي مبارزدر جريان است و ما خوانندگان به مدد قلم تواناي نويسنده از نتايج و عواقب آن به موازات جنگ جهاني باخبر مي شويم .

داستان راويان متعددي دارد ، بعضي ناشناس هستند و برخي ديگر قهرماناني هستند كه در بطن حوادث داستان قرار دارند . ما با ديد يك سرباز آلماني به يك عضو ساده نهضت مقاومت – رئيس اداره عملياتي نهضت – رئيس بزرگ نهضت و هزاران رابط و اعضاي گوناگون مبارزه آشنا مي شويم ، مانند شاهي كه از فراز قصر خويش نظاره گر نبردي بي امان است بر تمام حوادث اشراف داريم و همانند خداوند در خلوت ترين ساعات افراد و شخصيت هاي داستان حاضريم . سرگذشت تلخ بسياري از اين قهرمانان گمنام ( كه حتي خود نيز خود را به اين نام نمي شناسند!) در اين داستان روايت شده كه هريك سندي است از كتاب مقاومت ، ضمن آنكه به مدد چند شخصيت محوري ( ژربيه – فليكس- ماتيلد و ژان فرانسوا ) كه در اغلب حوادث حاضرند انسجام داستان حفظ مي شود .

فضاسازي كامل و با تشريحات دقيق صورت مي گيرد و ما پيش از آنكه شاهد عمل هركاراكتري باشيم ، ابتدا با گذشته و مشخصـــات او آشنـــــــا مي شويم . آينده مبهم و فضاي مه آلود داستان آنقدر حجيم است كه نويسنده نياري نمي بيند تا با افزودن به ابعاد ناشناخته قهرمانانش به آن دامن زند .

عاقبت اكثر اين قهرمانان در مكاني يا جايي ميان حماسه و تراژدي درنوسان است .كدام يك بيشتر سنگيني مي كند ؟ حتي ما كه نسل آينده قهرمانان كتاب محسوب مي شويم نمي توانيم جواب قاطعي به اين پرسش بدهيم . شايد به اين سبب كه ما برخلاف كاراكترهاي كتاب مجبور به پاسخ دادن به سئوالهاي پايه اي و مهم ترنشده ايم كه اينكه فلسفه حيات بشري چيست و براساس چه ارزشها – قوانين و اخلاقياتي استوار است ؟ جوزف كسل به ما اين فرصت را مي دهد كه در خلاء عدم اجبار و شرايط طاقت فرساي جنگ ، عاقلانه تر – عميق تر – دقيق تر به اين پرسش ها پاسخ دهيم . او براي راهنمايي ما تجربه ي نسل جنگ جهاني را به ما عرضه مي كند نسلي كه در فضايي آكنده از بيم و هراس ، ايده آليسم و رئاليسم و به صورتي ضربتي به اين سئوالات پاسخ داد و به سوي سرنوشت خويش شنافت . اينك نوبت ماست كه در فضايي آرامتر و با فرصتي بسيار بيشتر به اين سئوالات بينديشيم ، سئوالاتي كه دنياي آينده و حال ما را خواهند ساخت .(+)

پ.ن.1: مام وطن خسته ولي آرام.
پ.ن.2: نشستن در سايه آزادي.

Miss.Bingo

جمعه،17 مه 2008 14:06 |

Comments 2

بایست جالب باشه..ممنون

شاهین | یکشنبه،26 مه 2008

■ ■ ■

قسمت جالب اين ماجرا اينه كه اسم وبلاگ من هم ارتش سايه هاست....
رمان بسيار زيباييه...
اما فيلم " ارتش سايه ها " اثر ( ژان پير ملويل ) كه بدجوري عاشقشم يه شاهكاره تمام و كماله....
تمام نكات جذاب اين رمان رو با بازيگراي بسيار معركه اي كه انتخاب كرده و نمايش سكوت ( كه استادشه ) كنار هم كه بذاري يه شاهكار ميبيني...و يه چند ساعت جادوويي و بي نقص خواهي داشت....
-----------------------
كيه كه ارتش سايه ها رو بخونه و كيه كه فيلم كبير ژان پير ملويل استاد سينما رو ببينه و عاشق " ماتيلد " نشه؟
--------------------------
مدتهاست لينك كردم كافه رو و حسابي لذت مي برم

ارتش سايه ها | دوشنبه،27 مه 2008

■ ■ ■

Post a comment