Previous Post | Main | Next Post

بيگانه
bigane.jpg

بيگانه اثر آلبركامو با عنوان اصلي L'Etranger با ترجمه اميرجلال الدين علم از انتشارات نيلوفر با قيمت 1500 تومان يكي از داستانهاي فرانسوي مشهور و با ارزش محسوب ميشود.
" آدمي چندان بر خطا نيست كه در بيگانه سرگذشت انساني را بخواند كه بدون هيچ گونه نگرش قهرمانانه ميپذيرد كه جانش را بر سر راستي بگذارد"
........................................

اين رمان يكي از مهم ترين آثار ادبيات قرن بيستم است و با شخصيت غير عادي غرابت نوشته و رازي كه در خود دارد، يكي از تكان دهنده ترين اين آثار است. مورسو، راوي داستان خويشتن است. حكايت بسيار حساب شده او شامل دو قسمت است كه به طور محسوسي هم در لحن و هم در محتوا با هم متفاوت اند. در قسمت اول، مورسو، با ظاهري حاكي از لاقيدي كامل، زندگي روزمره خود را در الجزيره،‌از زمان اعلام خبر مرگ مادرش تا قتلي كه بي اختيار مرتكب ميشود، شرح ميدهد. مورسو با لحن رواي بي طرف، با ملات پياپي كه اغلب به ماضي نقلي اند، احتياجات جسم، خستگي،‌ميل به سيگار كشيدن و مشكلاتش را در تحمل گرما قيد ميكند!احساساهايش را ذكر ميكند و همچنين به ملال يا بي تفاوتي اش اشاره ميكند:‌" برايم فرقي نداشت"، نه اعتنايي به تحليل روان شناختي دارد و نه به بيان احساساتش. با اينكه رسيدنش را به خانه سالمنان ، كه مادرش در آنجا به تازگي مرده است موشكافانه شرح ميدهد،‌ضمن شب زنده داري در كنار جنازه يا به هنگام تشييع، اندوهي را كه از او انتظار ميرود نشان نميدهد.
ملاقاتش با ماري، فرداي روز به خاك سپاري، آغاز رابطه اش با او،‌تعطيلي يك شنبه اش، زندگي يكنواختش به عنوان كارمند اداري و روابطش با همسايگان رو به رو به همين نحو گزارش شده است. به خاطر رمون سنتس، يكي از همين همسايه ها همه چيز زير و رو ميشود.مورسو قبول ميكند كه به او در درگيريهايي كه با معشوقه عرب خويش و برادر او دارد كمك كند. روز يكشنبه اي دعوايي در ساحل در ميگيرد. بعد از اولين نبرد كه مورو در آن شركت نميكند از دعواي دومي جلوگيري ميكند و اسلحه رمون را برميدارد. بعد تنها در ساحل داغ به طرف چشمه اي برميگردد كه اميدوار است كه آنجا كمي خنك شود.ولي يكي از عربها هم برگشته است...
آخرين فصل رمان تغييري اساسي را به ميان ميكشد:‌مورسو در آن از عشق به زندگي حرف ميزند. رو به روي كشيش فرياد خشم و عصيانش را بر ضد اين مرگ پيش از موقع، بر ضد سرنوشت بشر و بر ضد تمام عقايد زندگي پس از مرگ بر مي آورد.
رمان اينجا و اكنون در زمان و مكاني اتفاق مي افتد كه قابل تطبيق با هر زمان و مكان ديگري است. با اين حال واقع گرايي نمادين و درخشندگي اسراآميز شخصيت آن به قلمروي جهاني دست ميابد. نوعي اسطوره حقيق مدرن است. اسطوره پوچي كه ماجراي مورسو را آفريده است.

پ.ن: برگرفته از فرهنگ آثار. جلد اول. صفحه 828 – 829
.........................................

مورسو با جامعه اي كه در آن ميزيد بيگانه است. در حاشيه،‌در كناره زندگي خصوصي، منزوي و لذت جويانه پرسه ميزند. اگر آدم از خودش بپرسد كه مورسو از چه باره در بازي همگاني شركت نميكند، پاسخش ساهد است: مورسو از دروغ گفتن سرباز ميزند. دروغ گفتن نه تنها آن است چيزي را كه راست نيست بگوئيم، بلكه آن است كه چيزي را راست تر از آنچه هست بگوئيم و در مورد دل انسان، بيشتر از آنچه احساس ميكنيم بگوئيم. اين كاري است كه همه مان هر روزه ميكنيم تا زندگي را ساده گردانيم. پس مورسو آدمي وازده نيست.

پ.ن: برگرفته از پيشگفتار آلبركامو بر بيگانه


پ.ن.1: بيگانه يكي از 40 اثر برگزيده ادبيات قرن بيستم (+)
پ.ن.2: بيگانه كتاب معروفي است (+)
پ.ن.3: کامو هنرش را در داستان سرايي نشان داده است (+)
پ.ن.4: رمان بيگانه (+)

Miss.Bingo

یکشنبه، 3 دسامبر 2007 08:01 |

Comments 10

اون تیکه ی برگرفته از پيشگفتار آلبركامو بر بيگانه رو دوست داشتم!
مرسی ! میس بینگو :)

Mr.Lefroy | یکشنبه، 3 دسامبر 2007

■ ■ ■

از این معرفی خیلی خوشحال شدم
امیدوارم بتونم توی یزد گیرش یارم!

داستانک | دوشنبه، 4 دسامبر 2007

■ ■ ■

اینجا هم خیلی خوب شده...
موفق باشی

Jozeph Ghost | سه‌شنبه، 5 دسامبر 2007

■ ■ ■

Niloufar:

bayad chape pish az enghelabesh ro bekhoni

Niloufar | سه‌شنبه، 5 دسامبر 2007

■ ■ ■

Az Pishgoftaresh Khosham Omad ... Mikhoonameshhh ...

Saghariii | سه‌شنبه، 5 دسامبر 2007

■ ■ ■

سلام دختر . چرا زودتر نگفتی ؟ بیایم یه قهوه بزنیم با هم . مبارکه . می لینکمت عزیز .

بهار نارنج | سه‌شنبه، 5 دسامبر 2007

■ ■ ■

web khili jalebidarin khoshhal misham link konam

homayon | سه‌شنبه، 5 دسامبر 2007

■ ■ ■

سومنات:

با اين‌كه تصميم گرفته بودم ديگر براي شما كامنت نذارم اما شنيدن صداي فرانك سيناترا و اين ترانه‌ي مشهورش، وادار به تحسين از اين انتخابت كرد.

سومنات | چهارشنبه، 6 دسامبر 2007

■ ■ ■

سلام- معرفی جالبی بود.خسته نباشی

سردبیر | چهارشنبه، 6 دسامبر 2007

■ ■ ■

Post a comment