![]()
|
نوامبر 2007 Archivesجمعه،10 نوامبر 2007
A very aggressive gameبهش گفتم يه چيز جديد ميخوام. Miss.Bingo, Miss.Nutella, Mr.Lefroy Posted on جمعه،10 نوامبر 2007 | Permalink | Comments 1 جمعه،17 نوامبر 2007
خاطرات دلبركان غمگين من![]() کتاب رو از نمایشگاه کتاب شیراز روز 17 آبان 1386 از غرفه انتشارات نیلوفر خریداری کردم. اول به خاطر اسمش. " خاطره دلبرکان غمگین من" بعد هم وقتی دیدم کتاب نوشته مارکز هست مشتاق تر شدم برای خرید و خواندنش و نهایتا با قصه خوانی های شبانه طی دو شب تمام شد. داستان زیبایی هست که خواندنش رو توصیه میکنم. البته کلمه دلبرک که در ترجمه عنوان کتاب به کار رفته بهتر بود با کلمه ای مانند ر.و.س.پ.ی جایگزین میشده چون مسلما برگردان whore در فارسی دلبرک نمیشود! واژه ر.و.س.پ.ی با متن کتاب هم همخوانی بیشتری دارد. کتاب " خاطره دلبرکان غمگین من" با عنوان اصلی Me moria de mis puts tristes نوشته " گابریل گارسیا مارکز" با ترجمه کاوه میرعباسی از انتشارات نیلوفر با قیمت 1500 تومان. کتاب درباره روزنامه نگاری که همه عمرش را بی زن و فرزند در تنهایی گذرانده و در نود سالگی بار دیگر عشق را تجربه میکند و دلدادگی پیرانه سر زندگی اش را دگرگون میسازد، نگاهش به محیط اطراف و آشنایانش را سمت و سویی دیگر میبخشد و تصویری تازه از عالم و هستی را برایش رقم میزند. باعث میشود گذشته اش را به گونه ای نو بازشناسد و آینده مبهم و ظاهرا پایان یافته پیش رویش را یکباره نویدبخش بیابد. طرفه آنکه دلبندش دختری است چهارده ساله و عامی و بی سواد. پاراگراف های طلایی رمان " خاطره دلبرکان غمگین من" " در سالی که سنم به نود رسید، خواستم شب عاشقانه ای دیوانه وار با دختر تازه سالی باکره به خودم پیشکش کنم. یاد روسا کابارکاس افتادم، مالک خانه ای مخفی که معمولا وقتی جنس جدیدی در بساطش بود، مشتریان خوبش را خبر میکرد. هرگز نه این و نه هیچ کدام از وسوسه های وقیحانه فراوانش مرا از راه به در نبرد، اما او باور نمیکرد به اصولی پاک و بی غش پایبند باشم. با لبخندی موذیانه میگفت، اخلاقیات هم یک جوری به زمان بستگی دارد، حالا خودت میبینی! " "هرگز سن را مانند آبگیر شیروانی مجسم نکرده بودم، که به آدم نشان میدهد چقدر از عمرش باقی مانده است. از خیلی بچگی، شنیده بودم وقتی شخصی میمیرد، شپش هایی که در موها جا خوش کرده اند، بیرون میریزند و روی بالش ها پراکنده میشوند و خویشاوندان متوفی را خجل میکنند. این موضوع چنان مرا به وحشت انداخت که اجازه دادم برای رفتن به مدرسه، سرم را از ته بتراشند، و هنوز هم اندک رخت و لباسی را که برایم مانده است با صابون مخصوص ضدعفونی سگ ها میشویم و خرسندم. حالا به خودم میگویم از اینجا معلوم میشود که مفهوم آبروداری در جمع بهتر از مفهوم مرگ در ذهنم شکل گرفته بود " " سن جنسی ام هرگز اسباب دلمشغولی ام نشد، چون توانایی هایم، بیشتر از آنکه به خودم بستگی داشته باشند، تابغ خانم ها بودند، و آنها هم وقتی بخواهند چرا و چطورش را خوب میدانند. امروز به پسرهای هشتاد ساله ای که به علت این جور مشکلات وحشتزده پیش دکتر میروند میخندم چون بیچاره ها نمیدانند در نود سالگی اوضاع از این بدتر میشود ولی دیگر مهم نیست: عمر طولانی این خطرها را هم دارد." " هدیه منشی ها سه عدد زیرشلواری منقش به بوسه های باسمه ای بود، همراه با یادداشتی که در آن اعلام آمادگی میکردند تا آنها را از پایم در آورند. در آن لحظه ملتفت شدم یکی از جذابیت های سالخوردگی این است که دوستان مونث جوان، چون ما را از رده خارج و کبریت بی خبر میدانند، خود را مجاز به شوخی های تحریک آمیز میبینند" " پی بردم که وسواسم برای آنکه هر چیز سر جایش باشد، حاصل شایسته ی ذهنی منظم نبود، بلکه برعکس، شگرد پیچیده ابداعی خودم بود تا آشفتگی فطری ام را پنهان سازم. کشف کردم که پایبندیم به انظباط را نباید فضیلت دانست زیرا واکنشی است در قبال اهمال کاری ام. که سخاوت به خرج میدهم تا خستم آشکار نشود، که احتیاط به خرج میدهم چون کج خیالم، که آشتی طلبی ام برای پرهیز از غلبه غیظ و غضب سرکوفته درونم است، که فقط به این خاطر وقت شناسم که نمیخواهم بفهمند چقدر وست سایرین را کم اهمیت میدان. بالاخره اینکه، کشف کردم عشق حالتی روحی نیست بلکه یکی از نشانه هایی منطقه البروج است" " زندگی چیزی شبیه رود متلاطم هراکلیتوس نیست که جاری باشد، بلکه موقعیتی است یگانه برای چرخیدن بر بابزن، یعنی بعد از اینکه یک طرف کباب شد میتوانی نود سال دیگر باقی بمانی تا طرف دیگر هم کباب شود " " آنچه عالم را به تحرک وا میدارد عشق های کامروا نیستند، بلکه شیدایی های بدفرجام و بی سرانجامند" پ.ن.1: اين كتاب در واقع ادامه داستاني است كه گابريل گارسيا ماركز از سرگذشت خود نوشته است.(+) Miss.Bingo Posted on جمعه،17 نوامبر 2007 | Permalink | Comments 8 شنبه،25 نوامبر 2007
مرگ غم انگيز پسر صدفي![]()
به نقل از نيويورك تايمز، مرگ غم انگيز پسر صدفي و قصه هاي ديگر، به شكلي ظريف رنج بيگانه اي نوجوان را بيان مي كند. اين كتاب همچون فيلم هاي تيم برتون هم كودكانه است و هم جدي و پرمغز، كه در آن واحد معصوميت و وحشت را در هم مي آميزد. پ.ن: به نقل از پشت جلد كتاب قصه هاي طلايي" مرگ غم انگيز پسر صدفي" " زندگي ساده و راحت نيست براي ملكه جا سوزني. وقتي بر تخت سلطنتش تكيه ميزند سوزن ها در شكمش فرو ميروند! " "پسر هيزمي عاشق دختر كبريتي شده بود، خيلي خاطرش را ميخواست. به نظرش اين دختر آتش پاره بود. ولي مگر ميشود عشقي شعله بكشد بين كبريت و هيزم؟ همين هم شد. پسر هيزمي آتش گرفت! " Miss.Bingo Posted on شنبه،25 نوامبر 2007 | Permalink | Comments 2 یکشنبه،26 نوامبر 2007
فرهنگ آثار![]() سري شش جلدي "فرهنگ آثار" تخت نظر هيئت علمي: اسماعيل سعادت ، احمد سميعي، رضا سيد حسيني و ابوالحشن حسيني به سرپرستي رضا سيد حسيني از انتشارات سروش با قيمت 90000 تومان به علاقه مندان آثار مكتوب ملل جهان توصيه ميشود دايره المعارف شش جلدي "فرهنگ آثار" ثمره همكاري پژوهشگران ايتاليايي و فرانسوي است. با توجه به اينكه غير از كتاب الفهرست ابن نديم و الذريعه الي تصانيف الشيعه، اثر عظيم و گران قدر آقابزرگ تهران،كه تنها برخي كتب منتشره در جهان اسلام را در بر ميگيرد، كتاب ديگري به صورت فرهنگ آثار متفكران، نويسندگان و اديبان جهان به فارسي وجود نداشت . اين فرهنگ نه تنها عنوان كتابها را به شما ميگويد بلكه تحليل مهمترين آنها را نيز در بردارد. "فرهنگ آثار" عصاره و زبده همه كتابها و همه آثار ذوقي و علمي بشر را در بر دارد، و ضرورتش براي انسان امروز نه تنها به جكم گسترش دامنه آن در زمان است بلكه به سبب شمول قلمرو آن در مكان نيز هست. هدف اين كار اين بوده است كه ابزاري براي كشف و نگرش اجمالي و انتخاب آثار به دست خواننده دهد و بدين گونه وي را از مراجعه مستقيم به خود آثار برانگيزد. شيوه تنظيم "فرهنگ آثار" : "فرهنگ آثار" شامل معرفي و تحليل و نقد فريب بيست هزار جلد كتب متعدد فرهنگهاي گونان و ملل مختلف است. اين فرهنگ در متن فرانسه به ترتيب الفبايي عناوين فرانسوي آثار( كه گاهي هم با عنوان اصلي اثر فرق دارد) تنظيم شده است كه در متن حاضر ترتيب الفبايي عناوين فارسي آثار جاي آن را گرفته است. بلافاصله بعد از عنوان فارسي، عنوان اصلي كتاب، نام نويسنده با سال تولد و مرگ وي و نيز سال انتشار كتاب ذكر شده است. سپس خلاصه اثر با تحليل متن و ارزش سنجي عرضه شده و جايگاه آن در تاريخ فرهنگ جهاني مشخص شده است.
Miss.Bingo Posted on یکشنبه،26 نوامبر 2007 | Permalink | Comments 1 سهشنبه،28 نوامبر 2007
Photo of the day: Veil Evilاصلا انکار نمی کنم که بخش عمده ای از نیکوتین مورد نیاز بدنم را عکسهای این موجود هیجان انگیز سرد سیری ، تامین می کند ! این یکی از آنهاست که دیوانه اش می شوی ! + و + و این از آنهایی هستند که فضای هیجان آلودشان کاملا مشخص است! Mr.Lefroy Posted on سهشنبه،28 نوامبر 2007 | Permalink | Comments 8 |